اهواز

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
شهرستان اهواز

شهرستان اهواز

شهرستان اهواز به مرکزیت شهر اهواز مهم‌ترین شهرستان استان خوزستان است و در قسمت میانی آن واقع است. از شمال به شهرستان‌های شوشتر و شوش ، از شرق به شهرستان رامهرمز، از جنوب شرقی به شهرستان ماهشهر، از جنوب به شهرستان شادگان و از جنوب غربی به شهرستان خرمشهر واز غرب به شهرستان دشت‌آزادگان محدود می‌شود و دارای سه بخش به نام‌های مرکزی، حمیدیه و باوی می‌باشد. آب و هوای این شهرستان در اکثر نقاط گرم و خشک و در برخی نقاط مرطوب است. بیشتر مردم شهرستان شیعه دوازده امامی و عده‌ای نیز صائبی هستند و اهالی به فارسی و عربی سخن می‌گویند.


ارتفاعات مهم شهرستان اهواز شامل میشداغ به ارتفاع حدود 270 متر، مرز طبیعی میان شهرستان‌های اهواز و دشت‌آزادگان ؛ مشرحات به ارتفاع حدود 153 متر؛ خنزیره به ارتفاع حدود 150 متر؛ خرفخون به ارتفاع حدود 143 متر؛ سربال به ارتفاع حدود 91 متر؛ تپه فولی آباد به ارتفاع 30 تا 70 متر است.

شهرستان اهواز یکی از مهم‌ترین مناطق صنعتی و ترانزیتی ایران است و از طریق راه‌های زمینی و ریلی و هوایی دیگر شهرهای ایران را به بنادر مهمی مانند ماهشهر، آبادان، امام خمینی (ره) و خرمشهر به عنوان مرزهای آبی و شلمچه و چزابه به عنوان مرزهای زمینی با کشور عراق متصل می‌کند.

با آغاز جنگ و تجاوز سه لشگر ارتش عراق به این شهرستان، قرارگاه هدایت کننده جنگ در این منطقه، ترکیبی از فرمانده لشگر 92 زرهی، ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران، شهید سر لشگر فلاحی، استاندار خوزستان و فرمانده سپاه پاسداران شد و این وضع تا زمان شهادت دکتر چمران در خرداد 1360 تا حدود نه ماه ادامه داشت. با اجرای عملیات فتح‌المبین و بیت المقدس این شهرستان از تیر رس دشمن خارج شد اما مناطق مختلف این شهرستان همچنان تا پایان جنگ زیر حملات هوایی و موشکی دشمن بود.

اهواز مرکز استان خوزستان یکی از کلان شهر‌های ایران است. این شهر که در بخش مرکزی شهرستان اهواز قرار دارد، در موقعیت جغرافیایی ۳۱ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۴۰ دقیقه طول شرقی در بخش جلگه‌ای خوزستان و با ارتفاع ۱۸ متر از سطح دریا واقع شده است.

شهر اهواز با بیست هزار هکتار مساحت، چهارمین شهر وسیع ایران پس از تهران و مشهد و تبریز می‌باشد. [۱]


اهواز

اهواز بر گرفته از جمع عربی «اخواز» (جمع خوزی) مرکز استان خوزستان است و در فاصله 120 کیلومتری شمال‌غربی خرمشهر و آبادان و در مسیر راه‌آهن سراسری خرمهشر ـ تهران واقع است و دومین شهر بزرگ ایران از لحاظ وسعت و هفتمین شهر بزرگ ایران از نظر جمیعت می‌باشد. رودخانه کارون، طولانی‌ترین و پر آب‌ترین رود ایران، اهواز را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرده است. اهواز در زمان جنگ چهار پل فلزی به نام‌های پل سیاه راه آهن (در جنگ جهانی دوم به پل پیروزی ملقب شد) ، پل سفید (پل معلق)، پل چهارشیر و پل نادری (سلمان فارسی) داشت که اکنون به نُه پل افزایش یافته است.

دشمن بعثی که قبل از انقلاب با راه‌اندازی و تقویت گروه‌های تروریستی و خرابکار سعی در بر هم زدن شهر داشت در اولین روز شروع جنگ که همزمان با بمباران شهرها بود؛ نقاط مختلف اهواز از جمله فرودگاه آن را بمباران کرد و در روزهای بعد نیز به طور مداوم این شهر را زیر آتش توپخانه خود قرار داد و خسارت جانی و مالی فراوانی بر این شهر وارد آورد.

ارتش عراق که برای اشغال خوزستان، هدف اصلی خود را تصرف اهواز قرار داده و مبادرات به تغییر اسامی جغرافیایی این استان در کتب و نقشه‌های خود کرده بود و اهواز را با نام جعلی «الاحواز» معرفی می‌کرد با دو لشگر 5 و 9 از دو محور برای اشغال و تصرف اهواز پیشروی کرد: الف) محور طلاییه ـ جفیر ـ اهواز که در 5/7/1359 در حوالی کارخانه نورد و در چند کیلومتری جنوب شهر متوقف شد. ب) محور چزابه بستان ـ سوسنگرد ـ حمیدیه ـ اهواز که پس از اشغال سوسنگرد در 8/7/1359 تا جنوب جاده حمیدیه ـ اهواز پیش‌روی نمود.

احساس نگرانی شدید از سقوط اهواز و سخن تکان دهنده امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه «مگر جوانان اهواز مرده‌اند؟!» منجر به طراحی و انجام عملیات غیوراصلی و شبیخون‌های متعدد رزمندگان اهواز به قوای دشمن و انهدام آن‌ها شد. با وجود مقاومت مدافعان به ویژه در مدخل ورودی جنوب اهواز، به نظر می‌رسد که مهم‌ترین عامل توقف لکشر 5، کندی حرکت لشگر 9 در جبهه سوسنگرد بوده است.

مهم‌ترین عملیاتی که در منطقه اهواز به اجرا درآمد، عملیات بیت المقدس بود که با اجرای آن، دشمن تا مرز عقب رانده شد و اهواز از حملات دشمن رهایی یافت. با هجوم مجدد سراسری دشمن پس از پذیرش قطعنامه 598 نیز نبرد بزرگی در این منطقه درگرفت و در حالی که دشمن با انبوهی از لشگرهای خود به مناطق اهواز و خرمشهر تهاجم نمود، پیام هشدار دهنده امام، همت رزمندگان را برانگیخت و در عملیات سرنوشت، دشمن دوباره تا مرز به عقب رانده شد.

در طول جنگ این شهر مرکز پشتیبانی تدارکاتی و تأمین نیرو و مرکز قرارگاه‌ها بود و تا پایان جنگ رزمندگان از سراسر کشور برای شرکت در عملیات‌های مختلف و اعزام به خط مقدم به اهواز عزیمت می‌کردند. استقرار پادگان لشگر 92 زرهی استان خوزستان در اهواز نیز بر حساسیت نظامی این شهر افزوده بود. بیمارستان شهید بقایی واقع در انتهای منطقه گلستان و معراج شهدا واقع در منطقه نورد، ساختمان سپنتا و پایگاه منتظران شهادت (گلف) از جمله نقاط حماسی اهواز در طول جنگ است. اغلب مساجد اهواز نظیر مسجد امام علی (علیه‌السلام) و مسجد صاحب‌الزمان (علیه‌السلام) ضمن تشکیل ستاد جمع‌آوری کمک‌های مردمی به جذب و آموزش بسیجییان می‌پرداختند. زینبیه اهواز به عنوان ستاد پشتیبانی و جمع‌آوری مایحتاج جبهه‌ها و توسط بانوان اهواز راه‌اندازی شد که علاوه بر بسته‌بندی اقلام اهدایی به جبهه‌ها، به شستشو پتو و ملحفه رزمندگان و زخمی‌ها نیز اقدام می‌کردند. حسینیه اعظم؛ محل تجمع مردم اهواز در طول دوران مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب، نیز ضمن برپایی نماز جمعه اهواز در طول جنگ به محلی برای تشییع جنازه شهدا تبدیل شده بود.

همچنین زیارتگاه علی ابن مهزیار و شهیدآباد محل برگزاری مراسم سخنرانی و مذهبی رزمندگان در طول جنگ بود. در ابتدای جنگ ساختمان استانداری اهواز نیز محل استقرار ستاد جنگ‌های نامنظم به فرماندهی شهید دکتر چمران و آیت الله خامنه‌ای بود. ستاد بسیج عشایر به فرماندهی عبدالهادی کرمی هم در مدرسه خانلری اهواز مستقر بود و در ابتدای جنگ به صورت چریکی فعالیت می‌کرد.[۱]


نگارخانه‌ی تصاویر

بانک صوت

معرفی صوتی اهواز

معرفی صوتی شهرستان اهواز

مختصات جغرافیایی

طول جغرافیایی عرض جغرافیایی
48.684384 31.31664

تصویر ماهواره‌ای مکان

نقشه مکان با استفاده از نقشه Google

نقشه مکان با استفاده از نقشه bing

تاریخچه

وجه تسمیه اهواز

برخی از مورخین قدیم، تاریخ بنای اهواز را مربوط به ابتدای دوره ساسانیان و از اقدامات «اردشیر بابکان» بنیان‌گذار این سلسله دانسته و برخی نیز آن را از شهر‌های دوره ایلامی دانسته‌اند که توسط اردشیر فقط بازسازی شد.

بر اساس اطلاعات و آثار به جای‌مانده، شهر اهواز در قرون نخستین اسلامی از بزرگ‌ترین و آبادترین شهر‌های خوزستان بوده و چنان که از نوشته‌های همدانی مورخ قرن سوم هجری قمری به دست می‌آید، در حدود پنجاه هزار خانواده در این شهر سکونت داشته‌اند.

علی‌رغم رونق و شکوه چندین قرنه این شهر، به دلیل درگیری‌های فراوانی که از قرن سوم تا پنجم هجری قمری در خوزستان رخ داد و به دلیل آن که کانون بسیاری از وقایع مانند حملات زنگیان، صفاریان، دیلمیان و... بود و این درگیری‌ها نا امنی و چپاول‌های مکرر شهر را به دنبال داشت، برای مدتی حدود هشتصد سال از مرکزیتِ استان افتاد و این رونق و مرکزیت به شهر شوشتر انتقال یافت. البته شکسته شدن سد اهواز(شادروان)، زلزله های متعدد و بیماری‌هایی مانند وبا و طاعون نیز که چندین بار موجب مهاجرت مردم از اهواز شد، در این ویرانی و بی‌رونقی مؤثر بوده است. بنابر برخی روایات تاریخی علی‌رغم این‌که تا قرن پنجم هجری قمری، هفتاد و هفت شهر در خوزستان زیر نظر اهواز به عنوان مرکز این ایالت قرار داشت، اما به مرور، از این زمان به بعد شهر تبدیل به روستایی کوچک شد و این وضعیت تا سال 1303 هجری شمسی ادامه پیدا کرد.[۲]

بندر ناصریه و تولد دوباره اهواز

در آغاز حکومت ناصرالدین شاه قاجار وضعیت عمومی اهواز رضایت بخش نبود؛ تا این‌که با آزاد شدن کشتی‌رانی در کارون برای کشور‌های خارجی در سال 1306 هجری قمری(1266 هجری شمسی) نخستین سنگ بنای اهواز نوین گذاشته شد. البته از همان ابتدا به دلیل نفوذ انگلستان در خلیج فارس و انحصار بازار تجاری این حوزه در واقع تنها بهره‌بردار این امتیاز بود.

با کشف ذخایر نفتی در خرداد 1287 شمسی در مسجد سلیمان، گام دوم برای خروج اهواز از بن بست چندین قرنه‌ی سیاسی- اقتصادی برداشته شد و با توجه دولت مرکزی اهواز به عنوان یک شهر اداری و بوروکراتیک، حیات دوباره خود را آغاز کرد.[۲]

انقلاب اسلامی

به دنبال وقایع سال 1342 هجری شمسی، مردم اهواز همگام و همدل با سایر مردم ایران وارد مبارزه بر ضد رژیم پهلوی شدند و در روند پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی نقش قابل توجهی را بر عهده گرفتند. به دنبال کشتار بی‌رحمانه مردم تبریز و پس از سخنرانی حجت الاسلام هادی غفاری در مورد وقایع قم و تبریز و شهادت سید مصطفی خمینی، قیام مردم انقلابی به اوج رسید و در این زمان طی درگیری‌های خیابانی مردم با نیرو های نظامی رژیم، شهر اهواز اولین شهید خود به نام «محمد تقی کتانباف» را تقدیم انقلاب نمود.[۲]

جنگ در اهواز

از اولین روز های شروع جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359، شهر اهواز در زیر آتش مستقیم ارتش عراق قرار گرفت و خسارات سنگینی بر آن وارد آمد.

در 7 مهر 1359 با ورود ارتش متجاوز عراق به حمیدیه و پیش بینی احتمال خطر اشغال اهواز، رزمندگان اسلام به منظور دفاع و جلوگیری از پیشروی ارتش عراق در بالای تپه‌های فولی آباد در نزدیکی پادگان شهید غلامی در جاده اهواز-سوسنگرد مستقر شدند؛ ولی ارتش عراق تنها توانست تا منطقه دب حردان در 20 کیلومتری جاده اهواز-خرمشهر پیشروی کند و با مقاومت مردم و نیرو های مسلح مجبور به عقب نشینی شد. به همین مناسبت یک سکوی تانک و ستون یادمان، توسط بنیاد حفظ ارزش‌های دفاع مقدس در محل مذکور نصب شده است.[۲]


روایتگری و متن ادبی

داریم آهسته آهسته به سالروز آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه کشور عزیزمان ایران نزدیک می‌شویم. وقتی سال 59 را به عنوان سال آغاز جنگ به خاطر می‌آورم می‌بینم که بیش از سه دهه از آغاز جنگ گذشته است؛ و حیفم می‌آید که هیچ‌گاه به ابعاد این فاجعه در شهر اهواز پرداخته نشد. آنطور که باید و شاید به اهواز دوران جنگ پرداخته نشد.

خاطرم نیست کسی به تفصیل از دستور شهید چمران برای حفر خندق (این ابتکار تا ابد ماندگار ایرانیان در طول تاریخ کره زمین) در دور تا دور نیمه غربی شهر اهواز سخنی گفته باشد؛ یا کسی از تشکیل چریک‌های موتورسوار جنگ حرفی بر زبان رانده باشد؛ کسی پیدا نشد از حفر سنگر های زیر زمینی وسیعی بگوید که در طول تاریخ جنگ‌های جهان بی سابقه بوده است؛ کسی نگفت که مهاجران مقیم اهواز، به دستور استاندار وقت، این شهر را خالی کردند و تنها ساکنان واقعی‌اش بودند که هشت سال جنگ را با افتخار در اهواز ماندند. ندیدم کسی با صراحت بگوید: جمعیت اهواز در طول هشت سال جنگ تحمیلی کمتر از دویست نفر بود.

خلاصه اینکه کسی ننوشت در طول هشت سال جنگ تحمیلی، بر اهواز و مردمانش، چه گذشت! به همین خاطر بود که روزی طرح جمع آوری خاطرات بازماندگان جنگ در اهواز را به بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارائه دادم. اما تنها جوابی که گرفتم این بود: "به طرح شما اعتباری اختصاص داده نخواهد شد. چرا که این موضوع برای مرکز اولویت ندارد. اولویت با مسائل دیگری است."

با نگاهی اجمالی به وضعیت انتشارات این بنیاد در خوزستان، دیدم که اولویت همیشه با شهرهای دزفول است و خرمشهر!

در تعجبم که چطور کسب درآمد از نیشکر اهواز، گندم اهواز، نفت اهواز، کاروان‌های راهیان نور اهواز در اولویت قرار دارد، اما ثبت و ضبط تاریخ این شهر هیچ گاه و در هیچ دوره ای از تاریخ این سرزمین، در اولویت نبوده و نیست!! بگذریم... به قول یکی از همشهریانم باز خارج زدم. [۳]

موقعیت‌ها

خاطرات

فرودگاه اهواز

یکی از مناطقی که ستاد تخلیه آن همیشه فعال بوده و پرسنل و امداد گر های آن شبانه روز تلاش می‌نمودند، فرودگاه اهواز بود. البته بر اثر حملات پی در پی به ساختمان‌های این فرودگاه، دیگر مثل گذشته زیبا نبود. ولی خیلی عالی از آن در زمان جنگ استفاده می‌شد. یکی از ساختمان‌های آن اختصاص به بیمارستان صحرایی یافته بود. به این صورت که هر چه مجروح از مناطق مختلف جبهه های جنگ توسط آمبولانس یا هلی‌کوپتر به این مکان منتقل می‌شد، در این ساختمان که پنجره های آن مشرف به رمپ پرواز بود انتقال می‌یافتند. و گروهی پزشک با دستیار های جوان خود یکایک مجروحین را معاینه نموده و بر روی پرونده‌ی اولیه ای که در منطقه توسط اطباء تنظیم شده بود و در آن علاوه بر درج مشخصات رزمنده دلیل مجروحیت قید شده بود، فوریت اعزام آن‌ها تعیین می‌گردید.

در همین ساختمان ضمن رسیدگی اولیه و پانسمان مجروحین که اغلب ترکش توپ و خمپاره به بدن آن‌ها اصابت نموده بود، محل اعزام آن‌ها مشخص می‌شد.

در کنار پزشکان و دستیارانشان، چند نفر هم پرستار حضور داشتند که وظیفه آن‌ها همراهی مجروحین از ساختمان بیمارستان صحرایی تا داخل هواپیما بود. آن‌ها دلسوزانه بعد از قرار گرفتن رزمنده مجروح بر روی برانکارد، سرم های آنان را وصل می‌نمودند و تا لحظه پرواز از آنان مراقبت می‌کردند. این را هم اضافه کنم تقریباً از همان اوایل جنگ هر وقت من به این فرودگاه می‌رفتم، دو تا پرستار خانم را همیشه آن جا می‌دیدم که واقعاً از دلسوزانه زحمت می‌کشیدند. بارها از آن‌ها می‌پرسیدم شماها خواب و خوراک ندارید؟ چون من در هر ساعت شبانه روز که به اهواز می‌رفتم، آن‌ها را در حال رسیدگی به مجروحان می‌دیدم... [۴]

حمله به C-130 مجروحان در اهواز

اواسط جنگ بود که یک فروند هواپیمای C-130 از تهران به مقصد اهواز برای حمل مجروحین به پرواز در ‌ آمد. این را هم اضافه نمایم در شب‌هایی که نیروهای رزمنده ایران دست به حمله گسترده می‌زدند و یا برعکس در ایامی که دشمن بعثی عراق اقدام به حمله بزرگی می‌نمود طبیعتاً تعداد مجروحین افزایش می‌یافت. به همین دلیل اعزام آن همه مجروح جنگی با یکی دو تا هواپیمای C-130 میسر نبود. به همین دلیل در چنین مواقعی یک فروند جامبوجتِ نیروی هوایی که ظرفیت بالایی در حمل زخمی‌ها داشت به منطقه اعزام می‌شد. اتفاقاً در یکی از همین مأموریت‌ها بود که علاوه بر C-130، یک فروند جامبو‌جت هم به اهواز اعزام شد. تجسم کنید که چگونه این همه مجروح جنگی که وضعیت خیلی خطرناکی دارند و از درد گلوله یا ترکش سوزان توپ و خمپاره به خود می‌پیچند، سازماندهی شده و آن‌ها را سوار هواپیما می‌کردند. واقعاً دشوار و طاقت فرسا بود. در فرودگاه اهواز بعد از این که جامبو‌جت ظرفیتش تکمیل شده و قصد پرواز داشت، آژیر قرمز به صدا در می‌آمد. خلبان بوئینگ 747 در این وضعیت بحرانی اگر در فرودگاه سر باند متوقف می‌ماند و منتظر اعلام وضعیت سفید می‌شد، مسلماً طعمه خیلی خوبی برای شکاری‌های عراقی بود. زیرا همان گونه که می‌دانید رنگ جامبو‌جت‌های ما سفید هستند و خیلی راحت حتی از ارتفاع بالا هم قادر به تشخیص است. اگر به پرواز ادامه می‌دادند، علاوه بر ریسک دیده شدن، امکان شلیک آتش بار خودی‌ها هم مزید بر علت است. واقعاً شرایط تصمیم گیری در این شرایط خیلی دشوار بود. خلبان علاوه بر دغدغه جان 800 رزمنده مجروح، به سرمایه و ارزش بالای هواپیما در زمان جنگ هم می‌اندیشید. مسئله ای که در طول ایام جنگ بارها برای من هم پیش آمده بود. اما در یک لحظه خلبان شجاع بوئینگ 747 علی رغم تأکید برج مراقبت مبنی بر خاموش کردن هواپیما، تصمیم می‌گیرد به پرواز درآید. شاید باورتان نشود درست لحظاتی بعد از ترک فرودگاهِ تاریک اهواز که به کمک تابش نور ماه، خلبان، این غول بزرگ آهنین را به پرواز در می‌آورد، فرودگاه اهواز مورد آماج بمباران بی‌رحمانه هواپیما های عراقی قرار می‌گیرد. از آن جایی که کروی پروازی به داخل سنگر پناه می‌گیرند، سالم می‌مانند ولی ترکش‌های بزرگ حاصل از افتادن دو سه بمب در رمپ پرواز سبب به شهادت رسیدن دو خواهر پرستار، فرمانده سپاه منطقه و عده زیادی از مجروحانی که روی زمین بودند می‌شود. هواپیما هم مانند آبکش سوراخ سوراخ می‌گردد. و تنها شانسی که می‌آورد به باک آن که مملو از بنزین بود، اصابت نمی‌کند. وگرنه در یک چشم به هم زدن تمام مجروحینی که در داخل ساختمان در حال مداوا شدن بودند، کباب شده و به همراه ساختمان فرودگاه در آتش عظیم می‌سوختند.... [۴]

عملیات‌های مرتبط

مهم‌ترین عملیاتی که در منطقه اهواز به اجرا درآمد، عملیات بیت‌المقدس بود که در 10 اردیبهشت 1361 آغاز شد. و با اجرای آن دشمن تا مرز، عقب رانده شد و اهواز از محاصره دشمن در جنوب غرب آزاد شد.

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 191 ـ 193
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ وبگاه شهرداری اهواز - تاریخچه شهر اهواز
  3. وبلاگ اهواز آبادم آرزوست - اینجا اهواز است؛ جمعیت: دویست نفر
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ بلاگ آقای بهروز مدرسی - یادداشت‌های یک خبرنگار - بیاد شهدای فرودگاه اهواز


رده‌ها