فکه

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
فکه

فکه منطقه‌ای بیابانی در شمال‌غربی استان خوزستان و جنوب‌شرقی استلان ایلام است که از جنوب به چزابه و شهر بستان، از شرق به ارتفاعات میشداغ و رقابیه، از شمال‌غرب به عین خوش و شهر موسیان، از شمال‌شرق به برقازه و از غرب به استان العماره عراق منتهی می‌شود. فکه به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود که بخش جنوبی آن جزو استان خوزستان و شهرستان دشت‌آزادگان محسوب می‌شود و بخش شمالی آن جزو استان ایلام و از توابع شهرستان دهلران است.

منطقه فکه؛ رملی و سرزمین شن‌های روان است و در بخش جنوبی آن رمل و شن‌های روان بیشتر است، به گونه‌ای که حرکت کردن بر روی آن بسیار سخت و طاقت‌فرساست. در فکه جنوبی، تعداد روستاها به تعداد انگشتان هم نمی‌رسد و فقط عده‌ای از عشایر در آن زندگی می‌کنند اما در منطقه فکه شمالی به علت وجود رودخانه دویرج و باران‌های فصلی؛ روستاهای معدودی وجود دارد.

فکه یکی از محورهای اصلی تجاوز و حمله ارتش عراق به شمال خوزستان بود. لشگر 1 مکانیزه عراق از این محور به سمت شوش تهاجم کرد. اما مقاومت یک گروه رزمی از تیپ 37 زرهی شیراز و گروهی از سپاه پاسداران موجب شد دشمن به سختی و با تأخیر از فکه عبور کند. پس از عملیات فتح‌المبین که به آزادسازی غرب شوش و [[دزفول] انجامید، منطقه فکه همچنان در اشغال دشمن باقی ماند.

در تاریخ 17/11/1361 عملیات والفجر مقدماتی در جنوب فکه انجام شد و رزمندگان توانستند به خطوط دفاعی ارتش عراق نفوذ کنند، اما به علت لو رفتن عملیات و آمادگی و مقاومت شدید دشمن، رزمندگان به مواضع قبلی بازگشتند. این منطقه علاوه بر آن‌که مشهد تعداد قابل توجهی از رزمندگان است، شاهد شهادت دو فرمانده بزرگ جنگ یعنی حسن باقری و مجید بقایی بود. در 10/2/1365 دشمن دوباره به فکه حمله کرد و بیش از هفت کیلومتر پیش‌روی نمود و تا آخر جنگ این منطقه در دست دشمن باقی‌ ماند. پیکر شهدا نیز مدت‌ها در میادین مین بر زمین ماند. اولین اکیپ‌های تفحص به همت شهید محمودوند در اوایل دهه هفتاد در این سرزمین شروع به کار کردند و پیکرهای تعداد زیادی از شهدا از این منطقه به شهرها بازگردانده شد. سیدمرتضی آوینی هنگام ضبط برنامه روایت فتح از محل قتلگاه 120 رزمنده گردان حنظله از لشگر 27 محمد‌رسول‌الله (ص) در تاریخ 20/1/1372 به همراه سعید یزدان‌پرست بر اثر انفجار مین در این منطقه به شهادت رسیدند. در فکه تعدادی از نیروهای تفحص نیز در حین یافتن شهدا به شهادت رسیده‌اند که از جمله آنها می‌توان به شهدایی چون علی محمودوند، سیدعلی موسوی، مجید پازوکی، غلامی، سعید شاهدی و برادران صابری اشاره کرد.

مقتل شهدای فکه بین پاسگاه فکه ـ چزابه و در غرب پاسگاه طاووسیه و در سه کیلومتری جاده فکه - چزابه قرار دارد. در این مقتل بخشی از زمین به صورت بکر و به صورت رملی با سیم خاردار محصور شده و به عنوان معبری امن از مناطق آلوده‌ی اطراف خود جدا شده است. علاوه بر ایام راهیان نور، این قتلگاه همه ساله در ایام محرم و عاشورای حسینی میزبان عزاداران حسینی است.[۱]

نگارخانه‌ی تصاویر

نگارخانه‌ی ویدئو

آخرین لباس من - مشاهده در آپارات

بانک صوت

معرفی صوتی فکه

مختصات جغرافیایی

طول جغرافیایی عرض جغرافیایی
47.734606 31.961903

تصویر ماهواره‌ای مکان

نقشه مکان با استفاده از نقشه Google

نقشه مکان با استفاده از نقشه bing

وقایع خاص

  • شهادت سید مرتضی آوینی
  • شهادت سیصد نفر از گردان حنظله در یک گودال

روایتگری و متن ادبی

اینجا فکه است، سرزمینی رملی، با شن‌های روان.

فکه یعنی خاطرات سرخ فتح‌المبین ، طریق القدس، والفجر مقدماتی.

فکه یعنی حسن باقری، مجید بقایی، یعنی بوی پیراهن یوسف و بوی عشق.

فکه یعنی سید مرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم. فکه یعنی داغ بر جگر لاله های سرخ‌تر از سرخ.

فکه محل نوشتن پایان‌نامه‌های فارغ التحصیلان مدرسه عشق و دانشگاه دفاع مقدس است. فکه یعنی نمره بیست، پای کارنامه‌های بچه‌های بسیج.

در فکه تصدیق تصور را به کنار می‌زند و شک رخت بر می‌بندد.

در فکه جاذبه‌های دروغین محلی از اعراب ندارند.

فکه بازتاب عاشورا و پس صحنه‌های کربلاست.

اگر خوب گوش کنی هنوز صدای عشق را می‌شنوی که داد می‌زند: «هل من معین یعیننی و یا هل من ناصر ینصرنی».

فکه! آوینی را با همه خوبی‌هایش،‌ حسن باقری را با همه مظلومی و درایتش و مجید بقایی را با همه وقارش در من زنده کن.

من خوب می‌دانم آخر کوچه گناه، بن بست است ولی شهداء «لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا».

شهداء! از شما دور شده‌ام. من سال‌هاست راه را گم کرده‌ام. از هر کسی می‌پرسم خانه دوست کجاست؟! نمی‌داند.

دستم را بگیرید.

فکه! مرا ببخش که با پایی که گناه کرده‌ام روی سینه زخمی‌ات راه می‌روم.

فکه! آمده‌ام تا آشتی کنم، راستی! چرا تو را با سیم خاردار پیچیده‌اند؟!

فکه! من گم شده‌ام، کمکم می‌کنی تا خودم را پیدا کنم؟!

فکه! مرا صدا بزن تا از خواب غفلت بیدار شوم.

مرا به خاکت بسپار تا استحاله شوم؛ تا جوانه بزنم و سبزتر از سبز برویم.

مرا در آغوش بگیر تا در تو گم شوم.[۲]

موقعیت‌ها

  • قتلگاه 120 شهید فکه
  • قتلگاه شهید آوینی
  • معبر گردان کمیل
  • مشهید شهیدان محمود وند و پازوکی و ...
  • قتلگاه شهدای گردان حنظله غسیل الملائکه

فواصل

  • شهدای چزابه 25 کیلومتر
  • پاسگاه فکه ـ چزابه 16 کیلومتر

خاطرات

فکه عطشگاه شهیدان

بسیجی‌ها هشت تا چهارده کیلومتر را در حالی با پای پیاده از میان رمل‌ها و ماسه‌های روان فکه گذشتند که وزن تقریبی تجهیزاتی که همراه داشتند دوازده کیلو بود؛ تازه بعضی‌ها هم مجبور بودند قطعات چهل کیلویی پل را نیز حمل کنند. این پل‌ها قرار بود روی کانال‌ها تعبیه شود تا عبور رزمندگان به مشکل فوگاز برنخورد. تا همین جا را داشته باش تا برسیم سر موانع. اصلا عملیات والفجر مقدماتی را به خاطر همین می‌گفتند عملیات موانع. هدف بسیجی‌ها خط دشمن بود. مجموعه‌ای از کانال‌ها، سیم‌خاردارها و میدان مین‌ها که گاهی عمق آن به چهار کیلومتر می‌رسید، بچه‌ها یکی را که رد می‌کردند به دیگری می‌رسیدند. موانع معروف فکه هنوز زبانزد نیروهای عملیاتی است؛ کانال‌هایی به عرض سه تا نه متر و عمق دو تا سه متر و پر از سیم‌خاردار، مین والمر و بشکه‌های پر از مواد آتش‌زا.

دشمن با هوشیاری مین‌ها را زیر رمل‌ها و ماسه‌ها کار گذاشته بود و چون بیشتر عملیات‌ها در شب انجام می‌گرفت تا چند نفر روی مین پرپر نمی‌شدند بقیه از وجود میدان مین باخبر نمی‌شدند. اکثر رزمندگان دشت فکه نوجوانان و جوانانی بودند که عزم و اراده قوی‌شان آنان را سدشکن کرده بود، حالات معنوی و روحی آنها به قدری بی‌نظیر بود که با اشتیاق برای عملیات آماده می‌شدند.

در محور لشگر ۱۷ علی بن ابی طالب، بچه‌ها در ساعت ده شب با دشمن درگیر می‌شوند و خط دشمن شکسته می‌شود. جنگ شدیدی درمی‌گیرد. شهید مهدی زین‌الدین دستور می‌دهد بچه‌های مهندسی سریعا اقدام به زدن خاکریز کنند؛ اما حجم شدید آتش دشمن مانع می‌شود. سرآغاز حماسه مظلومانه‌ای در فکه شکل می‌گیرد. حدود ساعت ۲:۱۵ شب خبر می‌رسد مهمات بچه‌ها در حال تمام شدن است و تعداد زیادی از بچه‌ها زخمی و شهید شده‌اند. با توجه به حجم شدید آتش دشمن و وضعیت خاص منطقه (رملی بودن) امکان ارسال مهمات به سختی ممکن است. عراقی‌ها بچه‌ها را از سه طرف محاصره می‌کنند، اما فرزندان عاشورایی خمینی تا ساعت حدود هفت صبح مقاومت می‌کنند. وقتی دستور داده می‌شود بچه‌ها کمی به عقب برگردند، صدایی از آن طرف بی‌سیم برای همیشه جاودانه می‌ماند، فرماده گردان می‌گوید: "اطراف من بچه‌هایم روی خاک افتاده‌اند، من این‌ها را چطور تنها بگذارم."

از ناگفته‌هایی که فکه آرام و ساکت در سینه دارد، نحوه شهادت اسرا و مجروحین است. گروه تفحص در حین عملیات جستجو به سیم‌های تلفنی رسیدند که از خاک بیرون زده بود. رد سیم‌ها را که گرفتند رسیدند به یک دسته از شهدا که دست و پایشان با همین سیم‌ها بسته شده بود، معلوم بود که آن‌ها را زنده به گور کرده‌اند. چرا که کسی دست کشته‌ای را نمی‌بندد.

نمی‌دانم چقدر از گردان حنظله می‌دانی؟! سیصد نفر در یکی از کانال‌ها محاصره شدند و اکثرا با آتش مستقیم دشمن یا تشنگی مفرط به شهادت رسیدند. در آن موقعیت، عراقی‌ها مدام با بلندگو از نیروها می‌خواستند که تسلیم شوند و بچه‌ها در جواب، با آخرین رمق خود فریاد تکبیر سر می‌دادند. آن شب آنان فریاد سر دادند اما سر تسلیم فرود نیاوردند.

گرچه فکه از لحاظ نظامی پیروزی آن‌چنانی به خود ندید، اما قصه مقاومت رزمنده‌ها در شرایط بسیار سخت جنگی و تشنگی مفرط، کربلایی دیگر را برای این کشور رقم زد و در واقع اذن دخول سرزمین فکه همین تشنگی است.

در یادداشت‌های باقی‌مانده از یکی از شهیدان گردان حنظله آمده است: "امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم. آب را جیره‌بندی کرده‌ایم. نان را جیره‌بندی کرده‌ایم. عطش همه را هلاک کرده، همه را جز شهدا که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده‌اند. دیگر شهدا تشنه نیستند. فدای لب تشنه‌ات پسر فاطمه (سلام الله علیها)." [۳]

شهدای مرتبط

این منطقه در دوران جنگ شاهد شهادت سردارانی چون حسن باقری و مجید بقایی بوده است و پس از جنگ نیز نظاره گر شهادت شهید آوینی بوده که درحال ساخت یک فیلم مستند به شهادت رسید. این منطقه مشهد شهدای تفحص از جمله محمودوند و پازوکی نیز بوده است.

عملیات‌های مرتبط

در طول نبرد 8 ساله، دو عملیات وسیع نظامی و دو عملیات محدود در منطقه فکه به اجرا درآمد، عملیات‌های والفجر مقدماتی در بهمن 1361 و والفجر یک در فروردین ماه 1362 به عنوان حرکت‌های بزرگ نظامی جمهوری اسلامی ایران در تاریخ دفاع مقدس ثبت شده است و عملیات‌های ظفر 4 و عاشورای 3 که به ترتیب در تیرماه و مرداد ماه 1364 انجام شد، حرکت‌های محدودی بود که صرفاً به منظور انهدام یگان‌های رزمی دشمن در منطقه به مرحله اجرا درآمد.

منابع

  1. کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 158 ـ 159
  2. کتاب سفر به سرزمین نور، صفحه 11-15
  3. پایگاه موسسه طلایه داران نور آفاق - راهیان نور - فكه عطشگاه شهيدان

رده‌ها