شهیده سیده موسوی سرایی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
نام پدر: سیدحسین متولد: 1303- تبریز
+
نام پدر: سیدحسین متولد: [[1303]]- تبریز
  
تاریخ شهادت: 17/6/1357 محل شهادت: تهران
+
تاریخ شهادت: [[17/6/1357]] محل شهادت: تهران
  
 
نحوه شهادت: در نهضت اسلامی شغل: خانه دار
 
نحوه شهادت: در نهضت اسلامی شغل: خانه دار
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
 
او در خطبه قهرمان پرور تبریز به دنیا آمد و رشد کرد. دوران، دوران استبداد بود و تبعیض. او درس معرفت و عشق را از پدر و مادر و در دامان طبیعت زیبای تبریز فرا می گرفت. برای عمل به سیره رسول الله ازدواج کرد و مادر دو دختر و دو پسر شد. مشکلات خانه داری و روزمره او را غافل نساخته بود. خفقان طاغوت او را آزار می داد؛ باید رژیم ستمشاهی برچیده می شد و همه باید قیام می کردند. او زنی مؤمن، متعهد و انقلابی بود. او طرفداری از عدالت و شجاعت و ایستادگی را از مادرش فاطمه زهرا (س) آموخته بود.
 
او در خطبه قهرمان پرور تبریز به دنیا آمد و رشد کرد. دوران، دوران استبداد بود و تبعیض. او درس معرفت و عشق را از پدر و مادر و در دامان طبیعت زیبای تبریز فرا می گرفت. برای عمل به سیره رسول الله ازدواج کرد و مادر دو دختر و دو پسر شد. مشکلات خانه داری و روزمره او را غافل نساخته بود. خفقان طاغوت او را آزار می داد؛ باید رژیم ستمشاهی برچیده می شد و همه باید قیام می کردند. او زنی مؤمن، متعهد و انقلابی بود. او طرفداری از عدالت و شجاعت و ایستادگی را از مادرش فاطمه زهرا (س) آموخته بود.
  
در بیشتر راهپیمایی ها و مراسم انقلابی فعالانه شرکت می کرد. سرانجام هفدهم شهریورماه سال پنجاه و هفت فرا رسید. پسرش سرباز بود. آن روز با آگاهی کامل به خطرات، به سوی میدان ژاله رهسپار شد تا فریاد مرگ بر شاه را سر دهد و از احوال فرزندش با خبر شد. به میدان ژاله رسید. سرباز کوردلی اسلحه را به سوی او نشانه گرفت و ماشه را کشید. و با برخورد گلوله به سرش عشق دوباره تفسیر شد، و غریبانه به شهادت رسید.
+
در بیشتر راهپیمایی ها و مراسم انقلابی فعالانه شرکت می کرد. سرانجام هفدهم شهریورماه سال پنجاه و هفت فرا رسید. پسرش سرباز بود. آن روز با آگاهی کامل به خطرات، به سوی میدان ژاله رهسپار شد تا فریاد مرگ بر شاه را سر دهد و از احوال فرزندش با خبر شد. به میدان ژاله رسید. سرباز کوردلی [[اسلحه]] را به سوی او نشانه گرفت و ماشه را کشید. و با برخورد گلوله به سرش عشق دوباره تفسیر شد، و غریبانه به [[شهادت]] رسید.
  
حتی شناسایی هم نشد و به عنوان زن ناشناس در بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد. فرزندان در فراق مادر اشک می ریختند و حتی آرامگاه او را نمی شناختند. یک سال بعد با دعاهای دختران و پیگیری پسران، محل دفن مادر شناخته شد و از آن روز به بعد سیده موسوی سرایی شنونده درد دلهای فرزندان خود گشت.
+
حتی شناسایی هم نشد و به عنوان زن ناشناس در [[بهشت زهرا (س)]] به خاک سپرده شد. فرزندان در فراق مادر اشک می ریختند و حتی آرامگاه او را نمی شناختند. یک سال بعد با دعاهای دختران و پیگیری پسران، محل دفن مادر شناخته شد و از آن روز به بعد سیده موسوی سرایی شنونده درد دلهای فرزندان خود گشت.
  
 
<ref> جمعی از نویسندگان، آیینه و شقایق (یادنامه شهدای زن استان تهران (جلد دوم)، تهران، انتشارات منطقه مقاومت بسیج استان تهران، 1381</ref>
 
<ref> جمعی از نویسندگان، آیینه و شقایق (یادنامه شهدای زن استان تهران (جلد دوم)، تهران، انتشارات منطقه مقاومت بسیج استان تهران، 1381</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۴

نام پدر: سیدحسین متولد: 1303- تبریز

تاریخ شهادت: 17/6/1357 محل شهادت: تهران

نحوه شهادت: در نهضت اسلامی شغل: خانه دار

وصیت نامه

فرزند صالح گلی است از گلهای بهشت و چه زیباست این گل خوشبو در ذریه فاطمه زهرا (س) باشد. خداوند متعال در سال 1303 فرزندی به سید حسین و اُم اشرف عطا نمود که سیده نام نهاده شد. دختری که برای والدین، باقیاتُ الصالحات بود.

او در خطبه قهرمان پرور تبریز به دنیا آمد و رشد کرد. دوران، دوران استبداد بود و تبعیض. او درس معرفت و عشق را از پدر و مادر و در دامان طبیعت زیبای تبریز فرا می گرفت. برای عمل به سیره رسول الله ازدواج کرد و مادر دو دختر و دو پسر شد. مشکلات خانه داری و روزمره او را غافل نساخته بود. خفقان طاغوت او را آزار می داد؛ باید رژیم ستمشاهی برچیده می شد و همه باید قیام می کردند. او زنی مؤمن، متعهد و انقلابی بود. او طرفداری از عدالت و شجاعت و ایستادگی را از مادرش فاطمه زهرا (س) آموخته بود.

در بیشتر راهپیمایی ها و مراسم انقلابی فعالانه شرکت می کرد. سرانجام هفدهم شهریورماه سال پنجاه و هفت فرا رسید. پسرش سرباز بود. آن روز با آگاهی کامل به خطرات، به سوی میدان ژاله رهسپار شد تا فریاد مرگ بر شاه را سر دهد و از احوال فرزندش با خبر شد. به میدان ژاله رسید. سرباز کوردلی اسلحه را به سوی او نشانه گرفت و ماشه را کشید. و با برخورد گلوله به سرش عشق دوباره تفسیر شد، و غریبانه به شهادت رسید.

حتی شناسایی هم نشد و به عنوان زن ناشناس در بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد. فرزندان در فراق مادر اشک می ریختند و حتی آرامگاه او را نمی شناختند. یک سال بعد با دعاهای دختران و پیگیری پسران، محل دفن مادر شناخته شد و از آن روز به بعد سیده موسوی سرایی شنونده درد دلهای فرزندان خود گشت.

[۱]

پانویس

  1. جمعی از نویسندگان، آیینه و شقایق (یادنامه شهدای زن استان تهران (جلد دوم)، تهران، انتشارات منطقه مقاومت بسیج استان تهران، 1381