شهید ابوالفضل شکری فرزین: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « ابوالفضل ( عباس ) شکری فرزین سلام مرا به رهبر عزيز برسانيد و بگوئيد تا آخري...» ایجاد کرد)
 
 
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
  
  
تولد
+
*تولد
  
  
سطر ۱۸: سطر ۱۸:
  
  
تحصیلات
+
*تحصیلات
  
  
سطر ۲۶: سطر ۲۶:
  
  
حضوردرجبهه
+
*حضوردرجبهه
  
  
سطر ۳۵: سطر ۳۵:
  
  
ورودبه سپاه
+
*ورودبه سپاه
  
  
سطر ۴۲: سطر ۴۲:
  
  
شهادت
+
*شهادت
  
  
سطر ۴۹: سطر ۴۹:
  
  
وصيت نامه
+
==وصيت نامه==
  
  
سطر ۶۵: سطر ۶۵:
  
  
آرزوی شهادت
+
*آرزوی شهادت
  
  
سطر ۷۲: سطر ۷۲:
  
  
وصیت به خانواده ومردم
+
*وصیت به خانواده ومردم
  
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۲


ابوالفضل ( عباس ) شکری فرزین


سلام مرا به رهبر عزيز برسانيد و بگوئيد تا آخرين قطره خون سنگر اسلام را ترك نكردم ، با خدا پيمان مي بندم تا آخرين قطره خونم در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها و در جبهه ها با حسين ( ع ) باشم .



  • تولد


سال ۱۳۴۴ در يك خانواده متوسط و مذهبي در محله قله باغميشه تبريز ديده به جهان گشود و از آنجائي كه خانواده اش و به خصوص مادر مومنه اش علاقه زیادی به حضرت ابوالفضل العباس ( ع ) داشت،نامش را ابوالفضل نهادند . اودر بين اهالي محل به عباس مشهور بود .


  • تحصیلات


دوران كودكي را در دامان پر مهر و محبت خانواده گذراند و براي تحصيل علم در سن ۶ سالگي وارد مدرسه ممتاز شد . او پس از طي مراحل ابتدائي برای ادامه تحصيل در مدرسه راهنمائي شاه حسين ولي ثبت نام نموده كه اين ايام مصادف با اوج گيري مبارزات مردم ایران با رژم ستمشاهي بود . او نيز با سن کمی که داشت در اين نهضت عظيم شركت كرد . با توجه به اينكه سن و سال زيادي نداشت از همان اوايل نوجواني درقبال جامعه و خانواده خود احساس مسئوليت مي کرد . در زماني كه مشغول تحصيل بود در كار قالي بافي به پدرش كمك مي کرد . در تعطيلات تابستان تمام وقت با برادر بزرگش مشغول کار می شد و در امر معاش خانواده اش تلاش می کرد .



  • حضوردرجبهه


با شروع جنگ تحميلي دشمنان فعاليت هايش وسعت یافت . او از عوامل موثر در تشكيل پايگاه مقاومت بسیج مسجد محل خود بود و با تشكيل پايگاه مقاومت،مبارزات پي گير و بي امان خود را بر عليه دشمنان مردم ایران ادامه داد . ابوالفضل در جهت افشاي توطئه های منافقان كوشش زیادی کرد، به این خاطر او آماج تهمت ها و ناسزاگوئي ها ي منافقين قرار گرفت و آن ها خشم خود را با آتش زدن به موتور سيكلت ابوالفضل ابراز کردند .

در كنار اين مبارزات از مبارزه با نفس و خود سازي خويش غافل نبود . امر به معروف را نصب العين خود قرار مي داد و هركس پيش او غيبت مي كرد از اين كار زشت بر حذر مي داشت . به قول پدرش او هميشه در پي امر به معروف بود،رفتاري رئوف با مردم و خانواده اش داشت . در تمامي مراحل انقلاب در صحنه بود ودر مبارزه با ضد انقلاب داخلي و خارجي را سرلوحه کارهایش قرار داده بود . او خود را به تمام معنا وقف اسلام عزيز و انقلاب اسلامي کرده بود و در اين راه شب و روز نداشت چه شب ها كه به ياد خدا بيدار مانده بود .


  • ورودبه سپاه


او به حق نهال پرورش يافته انقلاب بود . او كه ديگر در كوران انقلاب آب ديده شده بود مي بايست راهي دانشگاه كربلاي ايران مي شد . مدرسه و درس را ترك نمود و با لباس مقدس بسيجي عزم جبهه کرد . درعمليات والفجر ۱ شركت نمود و در اين عمليات مجروح گرديد . پس از بهبودي به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در آمد و با لباس مقدس پاسداري به جبهه رفت و در عمليات خيبر شركت نمود .


  • شهادت


يكي از برادران همرزمش نقل قول مي كند كه فرمانده بالاتر، اجازه شركت در عمليات را به او نمي داد ولي او با اصرار تمام توانست در عمليات شركت کند و پس از مبارزه با مزدوران صدامي به نداي حق لبيك گفته و به لقاءالله نايل آيد و اين تجسم عيني وصيت نامه اش بوده كه مي نويسد كه سلام مرا به رهبر عزيز برسانيد و بگوئيد تا آخرين قطره خون سنگر اسلام را ترك نكرده نخواهم كرد و باخدا پيمان مي بندم تا آخرين قطره خونم در تمام عاشورا ها و در تمام كربلاها و جبهه ها با حسين ( ع ) باشم . او به راستي مكتب سرخ حسين ( ع ) را شناخته بود و بدان عامل بود و به راستي پيرو امام عزيز بود وفرمايشات گوهر بارش را در طول زندگي نصب العين خود قرار داده بود .


وصيت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ۚ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

[۱]


مسلّماً خداوند از مؤمنان جان ها و اموالشان را به بهای این که بهشت برای آنان باشد خریده، مؤمنانی که همواره در راه خدا نبرد می کنند، دشمن را می کشند و خود کشته می شوند، خداوند برعهدۀ خود در تورات و انجیل و قرآن به آنان وعدۀ بهشت داده؛ وعده ای ثابت و درست، چه کسی به عهدش از خدا وفادارتر است؟ پس ای مؤمنان ! به این دادوستدی که با خداوند داشته اید خوش حال باشید، این است کامیابی بزرگ !

الان كه اين وصيت نامه را مي نوسيم نمي دانم از كجا شروع كنم،بنام الله و به ياد شهيدان وصيت نامه را شروع مي كنم .


  • آرزوی شهادت


مردم شهادت را براي چه مي خواهند؟شهادت را براي اين مي خواهند كه غير از اسلام و يا دمكراسي غربي را به پا كنند و آيا آزادي را از بينش ابر جنايتكاران شرق وغرب خواهان مي باشند . مردم هميشه در صحنه شهيد داده اند و اسلام را مي خواهند، كه همانا شهيدان زنده هستند در نزد پروردگارشان روزي مي خورند وآنها يك لحظه زحمت را به سعادت جاودانه خريدند . ما اگر شهيد بشويم و يا بكشيم به تكليفمان عمل كرده ايم و براي خودمان ترس نخواهيم داشت و به پيش معبودمان آبرومندانه خواهيم رفت . شهادت در راه خداوند زندگي افتخار آميز ابدي و چراغ هدايت براي ملت هاست .


  • وصیت به خانواده ومردم


درود و آفرين بر شما ملت مسلمان و جهاد گران كه اينگونه به اسلام و انقلاب اسلامي آبرو داديد و براي تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي عاشقانه استقبال مي كنيد .

ولي پيام من به مادران، اي مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه ها جلوگيري كنيد كه فردا در محضر خدا نمي توانيد جواب زينب را بدهيد كه تحمل ۷۲ شهيد را نمود و از مادر و خانواده ام تقاضا دارم كه وقتي خبر شهادت مرا به شما رساندند اصلاً ناراحت نشويد و اگر جسد من به دستتان نرسيد اصلاً ناراحت نباشيد كه چون ما در كنار قبر امام حسين ( ع ) هستيم بلكه روح انسان است كه زنده است ، پس از شما تقاضادارم اصلاً گريه نكنيد و در مقابل دشمنان اسلام محكم باشيد و نگذاريد خون شهدا به هدر برود . و اي مادر و اي پدر و اي برادران و اي خواهرم، از شما تقاضا دارم كه در نماز جمعه ها و دعاي كميل و تشييع جنازه و عزاداريها شركت كرده و مشت محكمي به ياوه گويان و امريكا بزنيد و از پدر و مادرم تقاضا مي كنم كه مرا حلال كنند .

و سلام مرا به رهبر عزيز برسانيد و بگوئيد تا آخرين قطره خون سنگر اسلام را ترك نكردم ، با خدا پيمان مي بندم تا آخرين قطره خونم در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها و در جبهه ها با حسين ( ع ) باشم .

عباس شکری فرزین



پانویس


۱. ↑ توبه (۹) ،آیه ۱۱۱


رده‌های این صفحه : شهیدان استان آذربایجان شرقی | شهیدان تبریز | شهیدان سپاه | شهیدان لشکرعاشورا | فرماندهان شهید