شهید سید مصطفی حاجی میری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «سید مصطفی حاجی میری تاریخ تولد :1345/06/30 تاریخ شهادت :1362/08/13 زندگینامه : حاجی‌م...» ایجاد کرد)
 
سطر ۳: سطر ۳:
 
تاریخ شهادت :1362/08/13
 
تاریخ شهادت :1362/08/13
 
   
 
   
زندگینامه :
+
==زندگینامه==
 
حاجی‌میری، سیدمصطفی: سی‌ام شهریور ۱۳۴۵، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش سیدحبیب‌الله، کارمند کمیته امداد بود و مادرش صفیه‌بیگم نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. سیزدهم آبان ۱۳۶۲، در پنجوین عراق بر اثر اصابت ترکش به شکم، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد. برادرش سیدمحسن نیز به شهادت رسیده است.
 
حاجی‌میری، سیدمصطفی: سی‌ام شهریور ۱۳۴۵، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش سیدحبیب‌الله، کارمند کمیته امداد بود و مادرش صفیه‌بیگم نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. سیزدهم آبان ۱۳۶۲، در پنجوین عراق بر اثر اصابت ترکش به شکم، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد. برادرش سیدمحسن نیز به شهادت رسیده است.
وصیتنامه :
+
==وصیتنامه==
 
شهید، سیدمصطفى حاجی میرى: خدایا! مرا از سپاهیانت قرار ده که به راستى سپاه تو پیروز است و مرا در حزب خود قرار ده که همانا حزب تو همیشه رستگار است و مرا از دوستانت قرار ده که همانا دوستان تو هیچ ترسى و هیچ غم و اندوهى ندارند. خدایا! دینم را اصلاح کن که دین نگهدار کار من است و آخرتم را اصلاح کن که خانه دایمى من است و به سوى تو از مجاورت لئیمان، گریزگاه من است و زندگى مرا مایه ی فزونى در هر خیرى و مرگ مرا وسیله ی آسایش من از هر شرى قرار ده. اینک بهترین موقعیت براى ملت ایران است که مبارزه کند، علیه کافرین و مشرکین؛ مشرکین بى‏ وطنى که به وطن ما حمله کردند و باید در برابر آنها ایستادگى کنیم و نگذاریم که حتى یک وجب خاک وطن ما در دست بیگانه باشد. عزیزجان و پدرجان! حلالم کن. مادرجان! حلالم کن و افتخار کن که فرزندى را در این راه داده ‏ای؛ البته هدف نهایى ما پیروزى اسلام است؛ چه بکُشیم و چه کُشته شویم. مادر و پدر! اگر من شهید شدم، در نبود من گریه ‏اى نکنید که دشمن شادکُن باشد؛ بلکه گریه‏ اى بکنید که دشمن کُورکُن باشد. برادرم و خواهرم! حلالم کنید. رفتن من فقط به خاطر اسلام بوده است و خواهد بود و افتخار کنید که این طور برادرى داشته‏ اید. ...و از تمام دوستان مى‏ خواهم حلالم کنند؛ به خصوص برادران حزب جمهورى اسلامى. سیدمصطفى حاجی میرى ۱/۱۱/۶۰
 
شهید، سیدمصطفى حاجی میرى: خدایا! مرا از سپاهیانت قرار ده که به راستى سپاه تو پیروز است و مرا در حزب خود قرار ده که همانا حزب تو همیشه رستگار است و مرا از دوستانت قرار ده که همانا دوستان تو هیچ ترسى و هیچ غم و اندوهى ندارند. خدایا! دینم را اصلاح کن که دین نگهدار کار من است و آخرتم را اصلاح کن که خانه دایمى من است و به سوى تو از مجاورت لئیمان، گریزگاه من است و زندگى مرا مایه ی فزونى در هر خیرى و مرگ مرا وسیله ی آسایش من از هر شرى قرار ده. اینک بهترین موقعیت براى ملت ایران است که مبارزه کند، علیه کافرین و مشرکین؛ مشرکین بى‏ وطنى که به وطن ما حمله کردند و باید در برابر آنها ایستادگى کنیم و نگذاریم که حتى یک وجب خاک وطن ما در دست بیگانه باشد. عزیزجان و پدرجان! حلالم کن. مادرجان! حلالم کن و افتخار کن که فرزندى را در این راه داده ‏ای؛ البته هدف نهایى ما پیروزى اسلام است؛ چه بکُشیم و چه کُشته شویم. مادر و پدر! اگر من شهید شدم، در نبود من گریه ‏اى نکنید که دشمن شادکُن باشد؛ بلکه گریه‏ اى بکنید که دشمن کُورکُن باشد. برادرم و خواهرم! حلالم کنید. رفتن من فقط به خاطر اسلام بوده است و خواهد بود و افتخار کنید که این طور برادرى داشته‏ اید. ...و از تمام دوستان مى‏ خواهم حلالم کنند؛ به خصوص برادران حزب جمهورى اسلامى. سیدمصطفى حاجی میرى ۱/۱۱/۶۰
 
منبع:سایت خط سرخ
 
منبع:سایت خط سرخ
 
http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1099
 
http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1099

نسخهٔ ‏۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۹

سید مصطفی حاجی میری تاریخ تولد :1345/06/30 تاریخ شهادت :1362/08/13

زندگینامه

حاجی‌میری، سیدمصطفی: سی‌ام شهریور ۱۳۴۵، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش سیدحبیب‌الله، کارمند کمیته امداد بود و مادرش صفیه‌بیگم نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. سیزدهم آبان ۱۳۶۲، در پنجوین عراق بر اثر اصابت ترکش به شکم، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد. برادرش سیدمحسن نیز به شهادت رسیده است.

وصیتنامه

شهید، سیدمصطفى حاجی میرى: خدایا! مرا از سپاهیانت قرار ده که به راستى سپاه تو پیروز است و مرا در حزب خود قرار ده که همانا حزب تو همیشه رستگار است و مرا از دوستانت قرار ده که همانا دوستان تو هیچ ترسى و هیچ غم و اندوهى ندارند. خدایا! دینم را اصلاح کن که دین نگهدار کار من است و آخرتم را اصلاح کن که خانه دایمى من است و به سوى تو از مجاورت لئیمان، گریزگاه من است و زندگى مرا مایه ی فزونى در هر خیرى و مرگ مرا وسیله ی آسایش من از هر شرى قرار ده. اینک بهترین موقعیت براى ملت ایران است که مبارزه کند، علیه کافرین و مشرکین؛ مشرکین بى‏ وطنى که به وطن ما حمله کردند و باید در برابر آنها ایستادگى کنیم و نگذاریم که حتى یک وجب خاک وطن ما در دست بیگانه باشد. عزیزجان و پدرجان! حلالم کن. مادرجان! حلالم کن و افتخار کن که فرزندى را در این راه داده ‏ای؛ البته هدف نهایى ما پیروزى اسلام است؛ چه بکُشیم و چه کُشته شویم. مادر و پدر! اگر من شهید شدم، در نبود من گریه ‏اى نکنید که دشمن شادکُن باشد؛ بلکه گریه‏ اى بکنید که دشمن کُورکُن باشد. برادرم و خواهرم! حلالم کنید. رفتن من فقط به خاطر اسلام بوده است و خواهد بود و افتخار کنید که این طور برادرى داشته‏ اید. ...و از تمام دوستان مى‏ خواهم حلالم کنند؛ به خصوص برادران حزب جمهورى اسلامى. سیدمصطفى حاجی میرى ۱/۱۱/۶۰ منبع:سایت خط سرخ http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1099