شهید عبدالرضا زرجام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
جز
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
بسمه تعالی
 
بسمه تعالی
نام [[عبدالرضا زرجام]]  
+
 
نام پدر عباس
+
نام :[[عبدالرضا زرجام]]
نام مادر حاجیه خاتون
+
محل شهادت فاو
+
نام پدر: عباس
محل تولد آبیک - قشلاق تاریخ تولد ۱۳۳۳/۱۲/۰۱
+
 
محل شهادت فاو تاریخ شهادت ۱۳۶۴/۱۱/۲۵
+
نام مادر :حاجیه خاتون
استان محل شهادت [[بصره]] شهر محل شهادت فاو
+
 
وضعیت تاهل متاهل درجه نظامی
+
محل شهادت :فاو
تعداد پسر ۲ تعداد دختر ۱
+
 
تحصیلات ششم ابتدائی رشته -
+
محل تولد کآبیک - قشلاق
عملیات سال تفحص
+
 
محل کار بنیاد تحت پوشش
+
تاریخ تولد :۱۳۳۳/۱۲/۰۱
مزار شهید قزوین - آبیک - قشلاق
+
 
 +
محل شهادت :فاو
 +
 
 +
تاریخ شهادت :۱۳۶۴/۱۱/۲۵
 +
 
 +
استان محل شهادت :[[بصره]]
 +
 
 +
شهر محل شهادت :فاو
 +
 
 +
وضعیت تاهل :متاهل
 +
 
 +
درجه نظامی
 +
 
 +
تعداد پسر :۲
 +
 +
تعداد دختر :۱
 +
 
 +
تحصیلات: ششم ابتدائی
 +
 
 +
رشته -
 +
 
 +
عملیات: سال تفحص
 +
 +
محل کار : بنیاد تحت پوشش
 +
 
 +
مزار شهید :قزوین - آبیک - قشلاق
 
   
 
   
 
==زندگی نامه==
 
==زندگی نامه==

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۵

بسمه تعالی

نام :عبدالرضا زرجام

نام پدر: عباس

نام مادر :حاجیه خاتون

محل شهادت :فاو

محل تولد کآبیک - قشلاق

تاریخ تولد :۱۳۳۳/۱۲/۰۱

محل شهادت :فاو

تاریخ شهادت :۱۳۶۴/۱۱/۲۵

استان محل شهادت :بصره

شهر محل شهادت :فاو

وضعیت تاهل :متاهل

درجه نظامی

تعداد پسر :۲

تعداد دختر :۱

تحصیلات: ششم ابتدائی

رشته : -

عملیات: سال تفحص

محل کار : بنیاد تحت پوشش

مزار شهید :قزوین - آبیک - قشلاق

زندگی نامه

زرجام، عبدالرضا : یکم اسفند ۱۳۳۳، در روستای قشلاق از توابع شهرستان آبیک به دنیا آمد. پدرش عباس و مادرش حاجیه خاتون نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. فروشنده بود. سال ۱۳۵۶ ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم بهمن ۱۳۶۴، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

وصیت نامه

شهید، عبدالرضا زرجام: برادرانم! بدانید و آگاه باشید که من خودم می دانم که بنده نالایقی هستم و با دست خالی به پیش خدا می روم؛ چرا که در دنیا توشه ای برای آخرتم بر نداشتم. برادران و خواهران گرامی! ما چشم امیدمان به شما و دعاهای خیرتان می باشد و امیدوارم که خداوند متعال به واسطه دعاهای توأم با عمل شما، گناهان ما را ببخشد. ...و اما سخنی با خواهران حزب الله؛ خواهرم! آنان که رفتند، کاری حسینی کردند و آنان که ماندند، باید کار زینبی کنند؛ یعنی به زینب(س) اقتدا کنید و زینب وار عمل کنید و در سختی ها صبور و استوار باشید و استقامت کنید؛ همان طوری که زینب (س) از خون حسین(ع) پاسداری کرد. ...و همان طور که خداوند در قرآن کریم می فرماید: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین» (قصص/۵)؛ ما اراده کردیم و بر آن طایفه ضعیف و ذلیل در آن سرزمین منت گذاشته و آن ها را پیشوایان خلق قرار دادیم و وارث ملک و جاه فرعونیان گرداندیم. بله! خداوند به مستضعفان قول داده است که مصداق آیه شوند. ما هم باید راه حسین(ع) را برویم و حسین وار در جهت حفظ خون شهدا و قرآن و اسلام پیشرو باشیم که در روز حساب از شفاعت حسین(ع) بهره مند شویم. آری، برادران! ما هم باید علی وار زندگی کنیم و آن گونه که امام مان می فرماید، عمل کنیم و جبهه ها را خالی نگذاریم که اسلام مظلوم واقع شده است. با کافرانی چون آمریکا، شوروی، اسراییل یهود و غاصب و بعثیون بجنگید و اسلام را یاری کنید. پدر عزیزم! اگر من شهید شدم، در مرگم ناراحت نباش و اقتدا به امام حسین(ع) کن و حسین وار استقامت نما؛ چون من هم سعادت پیدا کردم که در راه حسین(ع) بروم و به شهادت برسم؛ در سختی ها شکیبا باش و افتخار کن فرزندت را -که امانت خداست- در راه اسلام دادی. مادر جان! اجر شما با حضرت فاطمه (س) که در آغوشت فرزندی را پرورش دادی و در راه اسلام به خدا تحویل دادی. مرا ببخش که فرزند خوبی برایت نبودم؛ مرا حلال کن و اگر شهید شدم سر جنازه ام گریه مکن؛ چون روزی که خدا مرا به شما عطا کرد، امانتی بودم که خداوند نزد شما گذاشته بود و خودش هم از شما گرفت. مادر جان! خداوند، شما را از اهل بهشت قرار دهد و به شما صبر و اجر دهد و در قیامت روسفید نماید. انسان هر کجا باشد، رفتنی است؛ امروز و فردا ندارد؛ مرگ این ساعت و آن ساعت، پیر و جوان، کوچک و بزرگ نمی شناسد؛ هر لحظه ممکن است به سراغ آدم بیاید؛ پس چه بهتر است که مرگ در بستر نباشد، بلکه شهادت در راه خدا باشد؛ پس مادر جان! تو هم به حضرت زینب(س) اقتدا کن و در سختی ها شکیبا باش و صبر را پیشه کن و از خدا پیوسته صبر و استقامت و رضایت بطلب و اگر اسیر یا مفقود شدم، بچه هایم را دلداری بده که خدا بچه های یتیم را دوست دارد. همسرم! صبر کن؛ صبر در ناملایمات دنیا برای رضای خدا عاقبتی بس خوب دارد. تو به وعده الهی خدا ایمان داری؛ پس بی صبری چه معنی دارد؟! عاقبت صبور و شکیبا بودن در برابر سختی های دنیا، رضایت خدا و بهشت جاویدان است. در تربیت بچه های مان بکوش تا وقتی بزرگ شدند بتوانند راه مرا -که راه حسین(ع) است- ادامه دهند و در تربیت یک یک آن ها کوشا باش و در شب های جمعه بچه های مان را سر مزارم بیاور؛ اگر پرسیدند به ایشان بگو: پدرتان در راه اسلام شهید شده است. ...و اما برادران بسیجی! -ان شاء الله- مرا ببخشید و برایم دعا کنید. دعاها را از یاد نبرید که بهترین درمان برای دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید که دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند؛ اگر چنین باشد روز بدبختی مسلمانان است و روز جشن ابرقدرت هاست و وحدت را حفظ کنید و متکی به خدا باشید. فرزندان عزیزم، داود، ربابه و مصطفی! من شما را وصیت می کنم به تقوی و ترس از خدا و ملازمت به زمان او. بدانید که شما برای آخرت آفریده شده اید، نه برای دنیا. همیشه به یاد خدا باشید و از خدا یاری بجویید.۱ (۱۳۷۱۱۰۶) عبدالرضا زرجام ۱۳/۱۱/۱۳۶۴[۱]

پانویس

  1. خط سرخ



رده