شهید علی همت بارانی تیره بی چاست: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(خاطرات)
جز
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر مشابهی که نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
شهید علی همت بارانی تیره بی چاست
 
شهید علی همت بارانی تیره بی چاست
 +
 
تاریخ تولد :1344/01/02
 
تاریخ تولد :1344/01/02
 +
 
تاریخ شهادت : 1363/09/13
 
تاریخ شهادت : 1363/09/13
 +
 
محل شهادت : سرو ارومیه
 
محل شهادت : سرو ارومیه
 +
 
محل آرامگاه :چهارمحال وبختیاری - اردل – دشتک
 
محل آرامگاه :چهارمحال وبختیاری - اردل – دشتک
 
   
 
   
 
==زندگی نامه==
 
==زندگی نامه==
[[شهید علی همت بارانی تیره بی جاست]]، فرزند عالی در تاریخ [[1344]]/01/02 در خانواده ای متدین در روستای دشتک از توابع شهرستان اردل چشم به جهان گشود. پدرش قبل از تولد علی زندگی عشایری داشت، قشلاقشان [[خوزستان]]، بخش اندیکا ناحیه ای به نام دم تنگ بود و ییلاقشان در [[چهارمحال بختیاری]] در ناحیه ای به نام گِل سرخ بود. اما پس از تولد علی در روستای دشتک ماند و پس از خرید قطعه زمینی به کار کشاورزی مشغول شد. علی پس از سپری کردن دوران شیرین کودکی در کانون گرم خانواده راهی مدرسه شد و مقطع ابتدایی را با موفقیت گذراند. او در مرکز دینی که دروس قرآنی در آن تدریس می شد چندین سال بهره فراوان برد. وی به نقاشی علاقه داشت و در کنار دیگر اعضای خانواده قالی می بافت.
+
[[شهید علی همت بارانی تیره بی جاست]]، فرزند عالی در تاریخ [[1344]]/01/02 در خانواده ای متدین در روستای دشتک از توابع شهرستان اردل چشم به جهان گشود. پدرش قبل از تولد علی زندگی عشایری داشت، قشلاقشان [[خوزستان]]، بخش اندیکا ناحیه ای به نام دم تنگ بود و ییلاقشان در [[چهارمحال بختیاری]] در ناحیه ای به نام گِل سرخ بود. اما پس از تولد علی در روستای دشتک ماند و پس از خرید قطعه زمینی به کار کشاورزی مشغول شد. علی پس از سپری کردن دوران شیرین کودکی در کانون گرم خانواده راهی مدرسه شد و مقطع ابتدایی را با موفقیت گذراند. او در مرکز دینی که دروس قرآنی در آن تدریس می شد چندین سال بهره فراوان برد. وی به نقاشی علاقه داشت و در کنار دیگر اعضای خانواده قالی می بافت.
 
از خصوصیات اخلاقی شهید بارانی اینکه وی فردی مومن و متدین بود و قلبی رئوف و مهربان داشت، خوش اخلاق و خوش رفتار بود، با افرادی دوست و همنشین و دوست می شد که دوستی هایش بر مبنای [[ایمان]] و [[عمل صالح]] بود. به کسی آزار نمی رساند و اگر کسی از او کمک می خواست دریغ نمی کرد. بسیار کم توقع بود و مسئولیت پذیر، او پس از ترک تحصیل برای تأمین معاش خانواده و یاری پدر آستین همت بالا زد و بسیار تلاشگر و سخت کوش وارد صحنه کار و زندگی شد. وی به کار بنایی و کارگری مشغول گردید.
 
از خصوصیات اخلاقی شهید بارانی اینکه وی فردی مومن و متدین بود و قلبی رئوف و مهربان داشت، خوش اخلاق و خوش رفتار بود، با افرادی دوست و همنشین و دوست می شد که دوستی هایش بر مبنای [[ایمان]] و [[عمل صالح]] بود. به کسی آزار نمی رساند و اگر کسی از او کمک می خواست دریغ نمی کرد. بسیار کم توقع بود و مسئولیت پذیر، او پس از ترک تحصیل برای تأمین معاش خانواده و یاری پدر آستین همت بالا زد و بسیار تلاشگر و سخت کوش وارد صحنه کار و زندگی شد. وی به کار بنایی و کارگری مشغول گردید.
 
در این دوران بود که مادرش به مریضی سختی مبتلا شد و هزینه معالجه او سنگین بود، همه خانواده از جمله علی دست به دست هم دادند تا این مشکل را مرتفع کنند، اما متأسفانه مادر پس از یک دوره درمان بر اثر شدت بیماری درگذشت.
 
در این دوران بود که مادرش به مریضی سختی مبتلا شد و هزینه معالجه او سنگین بود، همه خانواده از جمله علی دست به دست هم دادند تا این مشکل را مرتفع کنند، اما متأسفانه مادر پس از یک دوره درمان بر اثر شدت بیماری درگذشت.
سطر ۲۰: سطر ۲۴:
 
برادر و خواهر شهیدپرور! راه حسین (علیه السلام) و راه [[فاطمه(سلام الله علیها)]] را فراموش مکنید، امام را تنها نگذارید و از اسلام و انقلاب دفاع کنید و نگذارید ضد انقلاب و منافقین در کار خدایی رخنه کنند و شما را از راهتان به بیراهه کشند و این را بدانید که انقلاب ناخالصی ها را کنار می گذارد.
 
برادر و خواهر شهیدپرور! راه حسین (علیه السلام) و راه [[فاطمه(سلام الله علیها)]] را فراموش مکنید، امام را تنها نگذارید و از اسلام و انقلاب دفاع کنید و نگذارید ضد انقلاب و منافقین در کار خدایی رخنه کنند و شما را از راهتان به بیراهه کشند و این را بدانید که انقلاب ناخالصی ها را کنار می گذارد.
 
به عشق کرب و بلا جان را فدا می کنم و در دل سنگر به رهبر دعا می کنم. ذکر مناجات من ذکر «یامهدی» است و درد دل خویش با خدا می کنم. اکنون جبهه ها دانشگاه انقلابند و از اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) امام و وطنم دفاع می کنم، چرا که مرگ با عزت بهتر است از حیات ننگ زا، زیرا بر حسین شهید اقتدا می کنم.
 
به عشق کرب و بلا جان را فدا می کنم و در دل سنگر به رهبر دعا می کنم. ذکر مناجات من ذکر «یامهدی» است و درد دل خویش با خدا می کنم. اکنون جبهه ها دانشگاه انقلابند و از اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) امام و وطنم دفاع می کنم، چرا که مرگ با عزت بهتر است از حیات ننگ زا، زیرا بر حسین شهید اقتدا می کنم.
خدایا! ما تسلیم امور تو هستیم و شهادت را که عشق حق، حق عشق است نصیبم گردان و به [[ولایت فقیه]] که ادامه دهنده راه انبیا و امامان معصوم (علیهم السلام) است اعتقاد کامل داشته و مطیع امر [[ولی فقیه]] بوده و اکنون که شاید آخرین لحظات زندگی را در این برهه از زمان [[جنگ]] سپری می کنم و دست دعا به سوی درگاه خداوند بالا می برم، خدایا! بر محمد و آل او رحمت فرست و پیوند مرا با این خانواده محکم گردان تا این که گمراه نشوم و دست مرا در نگهداری این حبل الله قوی گردان برای این که از صراط مستقیم منحرف نشویم.
+
 
 +
خدایا! ما تسلیم امور تو هستیم و شهادت را که عشق حق، حق عشق است نصیبم گردان و به [[ولایت فقیه]] که ادامه دهنده راه انبیا و امامان معصوم (علیهم السلام) است اعتقاد کامل داشته و مطیع امر [[ولی فقیه]] بوده و اکنون که شاید آخرین لحظات زندگی را در این برهه از زمان [[جنگ]] سپری می کنم و دست دعا به سوی درگاه خداوند بالا می برم، خدایا! بر محمد و آل او رحمت فرست و پیوند مرا با این خانواده محکم گردان تا این که گمراه نشوم و دست مرا در نگهداری این حبل الله قوی گردان برای این که از صراط مستقیم منحرف نشویم.
 
و آنان که به راه حق دل و جان بازند                  با سردی و گرمی زمان می سازند
 
و آنان که به راه حق دل و جان بازند                  با سردی و گرمی زمان می سازند
 
آمــــــاده اوج لحظــــه پـــروازم                          آری به خـــدا جــان به کف سربازند
 
آمــــــاده اوج لحظــــه پـــروازم                          آری به خـــدا جــان به کف سربازند
سطر ۴۴: سطر ۴۹:
 
در جبهه چون دیوار آهنینی، اندیشه کن تو صاحب یقینی علی همت
 
در جبهه چون دیوار آهنینی، اندیشه کن تو صاحب یقینی علی همت
 
تو وارث صالحان زمینی.....
 
تو وارث صالحان زمینی.....
یاد این سرباز رشید اسلام گرامی باد.
+
یاد این سرباز رشید اسلام گرامی باد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37116 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
==نگارخانه تصاویر==
 
==نگارخانه تصاویر==
 
<gallery>
 
<gallery>
سطر ۵۳: سطر ۵۸:
 
</gallery>
 
</gallery>
  
منبع:سایت شهدای ارتش
+
==پانویس==
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37116
+
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۶

شهید علی همت بارانی تیره بی چاست

تاریخ تولد :1344/01/02

تاریخ شهادت : 1363/09/13

محل شهادت : سرو ارومیه

محل آرامگاه :چهارمحال وبختیاری - اردل – دشتک

زندگی نامه

شهید علی همت بارانی تیره بی جاست، فرزند عالی در تاریخ 1344/01/02 در خانواده ای متدین در روستای دشتک از توابع شهرستان اردل چشم به جهان گشود. پدرش قبل از تولد علی زندگی عشایری داشت، قشلاقشان خوزستان، بخش اندیکا ناحیه ای به نام دم تنگ بود و ییلاقشان در چهارمحال بختیاری در ناحیه ای به نام گِل سرخ بود. اما پس از تولد علی در روستای دشتک ماند و پس از خرید قطعه زمینی به کار کشاورزی مشغول شد. علی پس از سپری کردن دوران شیرین کودکی در کانون گرم خانواده راهی مدرسه شد و مقطع ابتدایی را با موفقیت گذراند. او در مرکز دینی که دروس قرآنی در آن تدریس می شد چندین سال بهره فراوان برد. وی به نقاشی علاقه داشت و در کنار دیگر اعضای خانواده قالی می بافت. از خصوصیات اخلاقی شهید بارانی اینکه وی فردی مومن و متدین بود و قلبی رئوف و مهربان داشت، خوش اخلاق و خوش رفتار بود، با افرادی دوست و همنشین و دوست می شد که دوستی هایش بر مبنای ایمان و عمل صالح بود. به کسی آزار نمی رساند و اگر کسی از او کمک می خواست دریغ نمی کرد. بسیار کم توقع بود و مسئولیت پذیر، او پس از ترک تحصیل برای تأمین معاش خانواده و یاری پدر آستین همت بالا زد و بسیار تلاشگر و سخت کوش وارد صحنه کار و زندگی شد. وی به کار بنایی و کارگری مشغول گردید. در این دوران بود که مادرش به مریضی سختی مبتلا شد و هزینه معالجه او سنگین بود، همه خانواده از جمله علی دست به دست هم دادند تا این مشکل را مرتفع کنند، اما متأسفانه مادر پس از یک دوره درمان بر اثر شدت بیماری درگذشت. شهید بارانی در دوره نوجوانی از مسائل عرفانی و دینی غافل نشد و به مطالعه کتاب های معارفی و مذهبی علاقمند شد که نور خداوندی در وی تجلی گشت. چه شب ها که در گوشه ای از اتاق می نشست و به راز و نیاز و مناجات با معبود خود مشغول می شد و در لحظه لحظه زندگی از یاد او غافل نشد. او در دوران انقلاب در روستای خود فعالیت می کرد و در انتشار اعلامیه و عکس امام با یکی از دوستانش فعالیت چشمگیری داشت و در سفری که به اهواز داشت علاوه بر کار، حامل پیام ها و عکس امام خمینی (قدس سره) بود و در اهواز به واسطه سیروس عباسی به فعالیت های انقلابی می پرداخت که به وسیله مأموران شاهنشاهی تعقیب و دستگیر شد و مورد شکنجه قرار گرفت که قسمتی از سرش شکست و به بیمارستان منتقل گردید. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی وی قصد داشت که از همان اوائل جنگ عازم جبهه های حق علیه باطل گردد، اما به علت پیری و ناتوانی پدرش و مشکل معاش خانواده پر جمعیت خود، مشغول به کار شد. با فرا رسیدن موعد خدمت در تاریخ 1363/03/18 عازم خدمت شد. دوران آموزشی را در خرم آباد سپری کرد. در مدت شش ماهی که در جبهه حضور داشته شش نامه برای خانواده اش نوشت که متن نامه های آن بیشتر از حال و هوای عشق به امام خمینی(قدس سره) و اسلام و سرزمین ایران و شهادت بود. سرانجام این سرباز دلاور ارتش اسلام، در عملیات های متعددی که به همراه همرزمانش در سرو ارومیه علیه منافقین و دشمنان اسلام داشته ضربات سنگینی بر پیکره دشمن وارد ساخت و در مورخ 1363/09/13 در منطقه سرو ارومیه به درجه رفیع شهادت نائل گردید. پیکر پاک و مطهر این شهید سرافراز میهن در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد و مایه افتخار خانواده اش گردید.

وصیت نامه

امیدوارم که حق تعالی شهادتم را بپذیرد و این خون ناچیز من بتواند در راه پیشبرد اهداف اسلامی موثر باشد و نهال دین اسلام را آبیاری کند. مکتب اسلام پرمحتواترین مکتب دنیاست و من اصلا قابل نیستم که بخواهید برای من گریه کنید. برای اسلام و مملکتی گریه کنید که در معرض خطر دشمن قرار گرفته است و به کمک برادران در جبهه بشتابید و دشمنان اسلام و مخالفان را نابود کنید. ملت شهید پرور ایران؛ برادران و خواهران مسلمان! این مطلب را بدانید و به آن یقین داشت باشید که دنیا محل گذر است و جایگاه ابدی ما آخرت است و اگر در این فاصله توشه ای برای آخرتمان تهیه نکنیم نمی توانیم دنیای بعد از مرگ را به راحتی بگذرانیم، پس بیایید این چند روزه دنیا را گناه نکنیم، ظلم نکنیم، غیبت نکنیم، بر خود ستم نکنیم و یاد مرگ و قیامت باشیم و برای آخرتمان تلاش کنیم و بیایید با دوستان خدا دوست شویم و با دشمنان خدا دشمن شویم؛ چراکه امام رضا (علیه السلام) می فرماید: «هم دوست داشتن دوستان خدا واجب است و هم بغض داشتن و بیزاری جستن از دشمنان خدا». برادر و خواهر شهیدپرور! راه حسین (علیه السلام) و راه فاطمه(سلام الله علیها) را فراموش مکنید، امام را تنها نگذارید و از اسلام و انقلاب دفاع کنید و نگذارید ضد انقلاب و منافقین در کار خدایی رخنه کنند و شما را از راهتان به بیراهه کشند و این را بدانید که انقلاب ناخالصی ها را کنار می گذارد. به عشق کرب و بلا جان را فدا می کنم و در دل سنگر به رهبر دعا می کنم. ذکر مناجات من ذکر «یامهدی» است و درد دل خویش با خدا می کنم. اکنون جبهه ها دانشگاه انقلابند و از اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) امام و وطنم دفاع می کنم، چرا که مرگ با عزت بهتر است از حیات ننگ زا، زیرا بر حسین شهید اقتدا می کنم.

خدایا! ما تسلیم امور تو هستیم و شهادت را که عشق حق، حق عشق است نصیبم گردان و به ولایت فقیه که ادامه دهنده راه انبیا و امامان معصوم (علیهم السلام) است اعتقاد کامل داشته و مطیع امر ولی فقیه بوده و اکنون که شاید آخرین لحظات زندگی را در این برهه از زمان جنگ سپری می کنم و دست دعا به سوی درگاه خداوند بالا می برم، خدایا! بر محمد و آل او رحمت فرست و پیوند مرا با این خانواده محکم گردان تا این که گمراه نشوم و دست مرا در نگهداری این حبل الله قوی گردان برای این که از صراط مستقیم منحرف نشویم. و آنان که به راه حق دل و جان بازند با سردی و گرمی زمان می سازند آمــــــاده اوج لحظــــه پـــروازم آری به خـــدا جــان به کف سربازند وعده دیدار کربلا ان شاء الله، خیابان شهیدان، کنار مرقد امام حسین (علیه السلام) علی همت بارانی 1363/08/13

خاطرات

خاطره ای از زبان برادر شهید: 1ـ یکبار در دوران خدمت به مرخصی آمد. من در روستای سرپیر مشغول کار بنایی بودم. او پس از این که متوجه نبودن من می شود از بچه ها محل کارم را سوال می کند اما چون خانواده ام از روستای محل کارم اطلاع دقیقی نداشتند به او گفته بودند در یکی از روستاهای اطراف مشغول کار است. او هم به خاطر بزرگتر بودن من و مهر و علاقه ای که به هم داشتیم به روستاهای مجاور سر زده بود تا این که مرا پیدا کرد. این نشان از عشق و علاقه او به تک تک افراد خانواده است که در خاطر ما ماندگار شد. سال ها دنبال سال ها طی می شود یاد تو بیرون زدل ها کی شود گـرچه نقـش تـو از میـان بـرخـاست اندوه غم تو جاودانه برجاست 2ـ شهید در روزهای سخت یار و یاور خانواده بود و نسبت به آنها دلسوزی و مهربانی می کرد. در مرخصی دیگری که آمد بر حسب اتفاق برادرزاده اش مریض شده بود و هیچ یک از برادران در خانه نبودند، بدون این که کسی به او بگوید به خواست خودش برادرزاده را به شهرکرد برد و بعد از چند روز معالجه، او را سالم و سرحال به خانه برگردانید و با هم عکس یادگاری هم گرفتند. 3ـ شعری در وصف شهید علی همت بارانی سرباز سخت کوش و قهرمانی، مبارز و دلیر پرتوانی علی همت ویرانگر کاخ ستمگرانی، برهم زن بنیان ظالمانی علی همت حق است آرمان آرزویت، با جان سر، روان به سویت علی همت راهی به غیر از حق نپویی، پیوسته جز رضای او نجویی علی همت دانش پژوه مکتب صوابی، دین، رسته توست و انتخاب علی همت استاد تو بود حسین، شاگرد قهرمان انقلابی علی همت قرآن بود سرلوحه کتابت، کرب و بلا میدانگه جوابت علی همت صدها هزار تیغ اگر زنندت، یک لحظه سر ز امر حق نزنی علی همت در جبهه چون دیوار آهنینی، اندیشه کن تو صاحب یقینی علی همت تو وارث صالحان زمینی..... یاد این سرباز رشید اسلام گرامی باد.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش