شهید قدرت الله رگبار: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۳۲: سطر ۳۲:
  
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
•یادم می آید یک سال تابستان که همزمان با ماه مبارک رمضان بود به همراه ایشان رفتیم که گندم درو کنیم. ایشان هم روزه داشت . ساعت 9 که شد دیدم رنگش پریده و به دلیل گرمی هوا و خستگی کار به ایشان گفتم : پسرجان برو در سایه بنشین و خستگی بگیر . ام ایشان با توجه به احترامی که برای والدینش قائل بود گفت : نه پدر جان من جوان هستم می توانم اما شما پیرمرد هستید بروید و خستگی بگیرید  
+
•یادم می آید یک سال تابستان که همزمان با ماه مبارک رمضان بود به همراه ایشان رفتیم که گندم درو کنیم. ایشان هم روزه داشت . ساعت 9 که شد دیدم رنگش پریده و به دلیل گرمی هوا و خستگی کار به ایشان گفتم : پسرجان برو در سایه بنشین و خستگی بگیر . ام ایشان با توجه به احترامی که برای والدینش قائل بود گفت : نه پدر جان من جوان هستم می توانم اما شما پیرمرد هستید بروید و خستگی بگیرید. <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10318 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
 
  
 
==رده==
 
==رده==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۳

قدرت الله رگبار
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد اسفراین
شهادت ۱۳۶۱/۳/۱
محل دفن شهدا اسفراین
سمت‌ها امدادگر _ بهیار پرستار
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
خانواده نام پدرحسنعلی



خاطرات

•یادم می آید یک سال تابستان که همزمان با ماه مبارک رمضان بود به همراه ایشان رفتیم که گندم درو کنیم. ایشان هم روزه داشت . ساعت 9 که شد دیدم رنگش پریده و به دلیل گرمی هوا و خستگی کار به ایشان گفتم : پسرجان برو در سایه بنشین و خستگی بگیر . ام ایشان با توجه به احترامی که برای والدینش قائل بود گفت : نه پدر جان من جوان هستم می توانم اما شما پیرمرد هستید بروید و خستگی بگیرید. [۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا


رده