شهید مصطفی بختی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۵ توسط Heydari9711 (بحث | مشارکت‌ها)

پرش به: ناوبری، جستجو

شهیدمصطفی بختی

نام پدر :

محل تولد: مشهد

تاریخ تولد : ۶۱

تاریخ شهادت: ۹۴/۴/۲۴

محل شهادت: تدمر، سور ی ه

محل دفن: مشهد

وصعبت تاهل: متاهل

تعداد فرزندان : ۲ دختر

rId4

زندگ ی نامه

شه ی د مصطف ی بخت ی از اهال ی مشهد همراه برادر کوچک ترش با هو ی ت جعل ی افغانستان ی بعد از چند بار تلاش توانسته بودند به سور ی ه اعزام شوند. آن ها در گروهان تک ت ی ر انداز ها جهاد م ی کردند. آنها در جبهه ها علاوه بر شرکت در عمل ی ات ها ی نظام ی ، کارها ی د ی گر ی هم انجام م ی داد ند، از آماده کردن سفره افطار و سحر برا ی همرزمان تا واکس زدن شبانه کفش ها ی شان .

ا ی ن دو برادر سر انجام در حلب سوریه ح ی ن مبارزه با ترور ی ست ها ی تکف ی ر ی به شهادت رس ی د و به شهدا ی مدافع حرم پ ی وست .

ا ی ن شه ی د تنها سه روز بعد از حضورش در سور ی ه به دوستان شه ی دش پ ی وست .

آنها در جبهه ها علاوه بر شرکت در عمل ی ات ها ی نظام ی ، کارها ی د ی گر ی هم انجام م ی دادند، از آماده کردن سفره افطار و سحر برا ی همرزمان تا واکس زدن شبانه کفش ها ی شان .

پ ی کر مطهر ا ی ن شه ی د به همراه برادرش روز ۵ شنبه ۲۸ ت ی ر ۹۴ در حرم امام رضا (ع) تش یی ع و در گلزار شهدا ی بهشت رضا دفن شدند.


خاطرات و گزارشات

دل نوشته دختر شه ی د

نگاه به تصو ی رشان که م ی‌ انداز ی انگار ام ی د و خوش‌بخت ی سراز ی ر م ی‌ شود . جوان که باش ی ، ز ی با و رش ی د هم باش ی ، لباس نظام ی م ی ن ی اتور ی هم در تنت شق و رق با ی ستد، مشهد ی و همسا ی ه د ی وار به د ی وار امام رئوف هم که باش ی ، د ی گر چه خواهد شد !

اما، بابا مصطف ی ! با خودت نگفت ی وقت ی دار ی م ی‌ رو ی ، قلب‌ها ی دخترکانت را هم با خود به همراه م ی‌ بر ی ؟ نگفت ی دل‌ دخترکانت برا ی بابا ی‌ قشنگ‌شان تنگ م ی‌ شود؟ اصلاً نگفت ی دختر دار ی و بمان ی کنارشان تا در امن ی ت کامل مشغول بزرگ کردن‌‌شان شو ی و شب جمعه‌ا ی دست‌ها ی کوچک‌شا ن را بگ ی ر ی و آنها را برا ی تفر ی ح به «کوه‌سنگ ی » ببر ی ؟ نگفت ی همسرت برا ی آمدنت لحظه‌شمار ی م ی‌ کند و بغض ن ی امدنت را با شبنم اشک سر سجاده‌اش م ی‌ شکند؟ حتماً به آنها گفت ی م ی‌ روم ز ی ارت و زود برم ی‌ گردم ! لابد قول سوغات ی هم داده بود ی ! آه! که چه سوغات ی‌ آورد ی …

آقا مجتب ی ! شما چطور؟ نگفت ی پدر و مادر پ ی ر ی دارم که حالا با ی د عصا ی دست‌شان شوم؟ نگفت ی هر وقت از در خانه م ی‌ آ یی تو، قند در دل مادر پ ی رت آب م ی‌ شود و دلش آرام م ی‌ گ ی رد؟ نگفت ی وقت ی جلو ی پدرت راه م ی‌ رو ی و او قد رعنا و چهره ز ی با ی ت را م ی‌ ب ی ند، ز ی ر لب بدون آنکه تو ب فهم ی الحمدلله ی م ی‌ گو ی د و دوست دارد در آغوشت بگ ی رد و صورتت را ببوسد، اما حجاب ی وجود دارد که ا ی ن اجازه را نم ی‌ دهد همان‌طور که تو دوست داشت ی خم شو ی و پا ی ش را ببوس ی ؟ حتماً تو هم گفت ی من با مصطف ی م ی‌ روم که تنها نباشد …

آر ی ، قطعاً ا ی نها را با خودتان مرور کرده بود ی د . خ ی ل ی هم مفصل‌تر از ا ی نها . هم تو، بابا مصطف ی ، دلت برا ی مزه‌پران ی‌ ها ی دخترکانت غنج م ی‌ زد، هم آقا مجتب ی ، تو خوب م ی‌ دانست ی حالا د ی گر با ی د پشت و پناه پدر و مادرت باش ی . اما انگار از قبل‌ترها نقشه‌ا ی کش ی ده و درد دل‌ه ا با هم کرده بود ی د .

شا ی د ا ی ن وسط، تار ی خ بغض ۱۴۰۰ ساله ش ی عه را هم مرور کرده بود ی د و به هم م ی‌ گفت ی د د ی گر نخواه ی م گذاشت، درب ی آتش گ ی رد و پهلو ی مادر ی بشکند و فرق پدر ی بشکافد و جگر برادر ی در تشت بر ی زد و سر برادر د ی گر ی رو ی ن ی زه رود و خواهر ی به اسارت درب ی ا ی د .

بابا مصطف ی ! م ی‌ دان ی م که دخترانت را چقدر دوست داشت ی و حتماً هم نگذاشت ی تا قبل از عروجت، آب ی در دل‌شان تکان بخورد، اما ا ی ن را هم م ی‌ دان ی م که با خود «لا ی وم ک ی ومک ی ا اباعبدالله» را بارها زمزمه کرد ی و گفت ی مگر دختران من از دختران دردانه سرورم حس ی ن عل ی ه‌السلام عز ی زترند؟ مگر خون همسر من از خون ربابه خاتون سلام‌الله‌عل ی ها رنگ ی ن‌تر است؟

آقا مجتب ی ! م ی‌ دان ی م که پدر و مادرت چقدر برا ی ت عز ی ز بودند, م ی‌ دان ی م که «بالوالد ی ن احسانا» را عملاً معنا کرده بود ی ؛ اما ا ی ن را هم م ی‌ دان ی م که وقت ی به عبارت «باب ی انت و ام ی » عاشورا ی حس ی ن که م ی‌ رس ی د ی دلت م ی‌ لرز ی د و چشمانت پر اشک م ی‌ شد که چه خوب «پدر و مادرم به فدا ی حس ی ن» را معنا کرد ی !

مصطف ی و مجتب ی ! خوش به سعادت‌تان، چه خوب فرصت را غن ی مت شمرد ی د و بر دل دشمن دون هجوم برد ی د و در دفاع از حرم ناموس خدا «ز ی نب کبر ی سلام‌الله عل ی ها» از هم سبقت گرفت ی د ! آن هم چه سبقت ی ! مثل سبقت قاسم از عبدالله فرزندان سبط اکبر نب ی عل ی هم‌السلام در ظهر عاشورا! و چ ه شباهت ی ! مثل آن دو نوگل حسن ی در ی ک روز پرپر شد ی د . حالا د ی گر «بخت» ی ارتان شد و «عند ربهم ی رزقون» از نعمت‌ها ی اله ی متنعم شد ی د . فقط ا ی ن م ی ان دخترکان ی در صغر سن ی ت ی م شدند و موها ی همسر ی سف ی د شد و کمر پدر و مادر ی خم‌تر از گذشته .

راست ی مصطف ی جان! خبر رجزخوان ی دختر کوچکت – نه آن‌طور که رسانه‌ها با ه ی جان از متن بررس ی نشده برجام و ارزان شدن س ی ب‌زم ی ن ی م ی‌ گو ی ند - را در گوشه و کنار شن ی د ی م که چگونه سک ی نه‌وار فر ی اد م ی‌ زد که «چشم‌تان کور! خون بابا ی‌ مان ما را زنده کرده است». فتبارک‌الله احسن الخالق ی ن .

آ ی ت الله صد ی ق ی در مراسم بزرگداشت شه ی د

در مراسم بزرگداشت هفتم ی ن روز شهادت برادران بخت ی آ ی ت‌الله صد ی ق ی امام جمعه موقت تهران از غربت شهدا ی مدافع حرم و خانواده‌ها ی‌ شان گفت: شهادت توف ی ق و رزق اله ی است که به هرکس ی عطا نم ی‌ شود . همان گونه که دشمنان ما ائمه اطهار(ع) را به شهادت رساندند، اگر م ی‌ توانستند و شهدا ی ما نبودند، حرم‌ها ی آنها را ن ی ز از ب ی ن م ی‌ بردند . شهادت در غربت، مظلوم ی ت ی مضاعف دارد. ز ی را شهدا ی مدافع هم از کشور خود و هم از خانواده و زن و بچه خود دور هستند و به دست شرورتر ی ن افراد که ادعا ی مسلمان ی دارند و در حال ی که بو یی از اسلام نبرده‌اند به شها دت م ی‌ رسند . آ ی ت‌الله صد ی ق ی در ادامه م ی‌ گو ی د : شهدا ی مدافع حرم به دست حرمله‌ها ی زمان، به دست ابن ز ی اد‌ها ی زمان، شه ی د م ی‌ شوند . هر شه ی د ی که قاتلش رذل‌تر باشد، مقامش بالاتر است. ا ی نها هم از آن جهت که در کشور خود ن ی ستند و در کشور اسلام ی د ی گر ی در حال جهاد هستند و هم ا ی نکه از حضرت ز ی نب (س) و شهدا ی کربلا که از مظلوم ی ن عالمند، دفاع م ی‌ کنند و در راه دفاع از مظلوم ی ن عالم به شهادت م ی‌ رسند، اجر شهادت شان بس ی ار مضاعف است. امام جمعه موقت تهران همچن ی ن خطاب به مادر شه ی دان بخت ی م ی‌ گو ی د : خداوند بحق حضرت ابوالفضل(ع)‌ شه ی دان بخت ی را با حضرت ابوالفضل‌(ع)‌ محشور کند. ان‌شاءالله خداوند آرامش و نور به شما بدهد که شما شاگرد حضرت ام‌البن ی ن (س) هست ی د .



منبع:

http://www.takrimeshahid.ir/2016/09/07/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%80-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C/