شهید میرزاعلی بیضایی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(وصیت نامه)
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر مشابهی که نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
تاریخ تولد : 1346/06/01
 
تاریخ تولد : 1346/06/01
نام : میرزاعلی‌ محل تولد : نیشابور
+
 
نام خانوادگی : بیضائی‌ تاریخ شهادت : 1362/12/03
+
نام : میرزاعلی‌  
نام پدر : میرزاحسن‌ مکان شهادت : مهاباد
+
 
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
+
محل تولد : نیشابور
شغل : دانش آموز یگان خدمتی :
+
 
 +
نام خانوادگی : بیضائی‌  
 +
 
 +
تاریخ شهادت : 1362/12/03
 +
 
 +
نام پدر : میرزاحسن
 +
 
 +
مکان شهادت : مهاباد
 +
 
 +
تحصیلات : نامشخص  
 +
 
 +
منطقه شهادت :  
 +
 +
شغل : دانش آموز  
 +
 
 +
یگان خدمتی :
 +
 
 
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
 
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : مخابرات‌وبی‌سیم‌
+
 
 +
نوع عضویت : سایر شهدا  
 +
 
 +
مسئولیت : مخابرات‌وبی‌سیم‌
 +
 
 
گلزار : نیشابور(روستای برج)
 
گلزار : نیشابور(روستای برج)
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۹

تاریخ تولد : 1346/06/01

نام : میرزاعلی‌

محل تولد : نیشابور

نام خانوادگی : بیضائی‌

تاریخ شهادت : 1362/12/03

نام پدر : میرزاحسن

مکان شهادت : مهاباد

تحصیلات : نامشخص

منطقه شهادت :

شغل : دانش آموز

یگان خدمتی :

گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : مخابرات‌وبی‌سیم‌

گلزار : نیشابور(روستای برج)


وصیت نامه

آنقدر به جبهه مي روم و مي جنگم تا شهيد شوم . درود به رهبر انقلاب اسلامي امام خميني و سلام بر شهيدان انقلاب اسلامي و درود به رزمندگان جبهه هاي نبرد وحق عليه باطل و سلام به امت شهيد پرور ايران وصيتنامه را در کمال صحت مي نويسم . اگر چه دنيا زيباست و دوست داشتني است اما پاداش الهي خانه آخرت خيلي از دنيا زيباتر است اگر مال و دنيا را آخر کار بايد گذاشت و رفت پس چرا انسان آن را در راه خدا انفاق نکند و اگر اين بدن هاي ما ساخته شده است که آخر کار بميزد پس چرا در راه خدا با گلوله ها و خمپاره قطعه قطعه نشود برادر وخواهر مسلامان وحدتتان را حفظ کنيد وهمگي با جان ودل گوش به فرمان امام باشيد و با جان و مال کمک کنيد امام را تنها نگذاريد و اگر امام را تنها گذاريم دچار عذاب الهي خواهيمشد. مادر جان به خوبي مي دانم که تو زحمات زيادي برايم کشيد ه اي هرگز آن فداکاريهايت را فراموش نکرده و نمي کنم و از زماني که چشم باز کردم و اطرافم را نگريستم تورا ديده وتو بودي ودر رشد و پروش من کوشيده اي با زحمات روز افزون تو بود که رشد کردم و تحصيل نمودم تا به اينجا رسيدم . مادر جان مي دانم که درخت پروش شده ات بزرگ شده و تو نيز دوست داري لحظه اي درکنار اين درخت و سايه اين درخت بياسايي اما مادر هشدار باد ومي دانم که تو به خوبي آگاه و هشياري که اکنون اسلام و انقلاب و رهبر کبير (حسين زمان ) خميني بت شکن احتياج به کمک و ياري ما دارند و انقلاب اسلامي که با خون هزاران شهيد و جانباز به پيروزي رسيده احتياج به خون و کار و کوشش و زحمت بيشتر در جهت پايداري واستقرار نهايي خويش دارد و اين مستضعقان هستند و همانطور که انقلاب کردند بايستي دراين لحظه به کمک و ياري شتافته و با نثار خون خويش انقلاب را به تکامل را رسانده و آن را تا انقلاب حضرت مهدي (عج ) ادامه دهند و به صداي هل من ناصر ينصرني حسين (ع ) لبيک گويند. اي جوانان نکند در رختخواب ذلت بميريد که حسين (ع ) در ميدان نبرد شهيد شد . اي جوانان مبادا در غفلت بميريد. که علي (ع ) در محراب عبادت شهيد شد مبادا در حال بي تفاوت بميريد که علي بن حسين (ع ) در راه حسين ( ع )‌و با هدف شهيد شد. اي مادران مبادا از رفتن فرزندتان به جبهه جلوگيري کنيد که فردا در محضر خدا نمي توانيد جواب حضرت زهرا (س ) را بدهيد که تحمل 72 شهيد را نمود همه مثل خاندان وهب جوانان را به جبهه نبرد بفرستيد و حتي جسد او را تحويل نگيريد زيرا مادر وهب فرمود ري را که در راه خدا داده ام پس نمي گيرم . من اي مادر از اينکه دارم با کفارو دشمنان اين انقلاب و دشمنان خميني بت شکن و دشمنان اسلام و ميهن نبرد مي کنم نگران و ناراحت نباش شما بايد مفتخر به اين باشي و افتخار کني و کلا خوشحال باشي . مادرم و پدرم و برادرانم و خواهران عزيزم در مرگ من ناله و پيون نکنيد و از اينکه من شهيد مي شوم و جانم را فداي مکتب خدا و دين اسلام مي کنم ناراحت نباشيد بلکه افتخار کنيد که فرزندتان در راه خدا و براي اسلام و قران کشته شده و از شما تقاضا دارم که وقتي من شهيد شدم برايم عزاداري نکنيد و احتياجي به اين ندارد که لباس سياه بپوشيد و بلکه جشن بگيرديد و چراغاني کنيد و خوشحال و مسرور باشيد و اين امر وعمل روح من را آزاد و روح را شاد مي کند اما اگر در مرگم ناله کنيد در حقيقت روحم را آزار مي دهيد. و اما برادران استقفار ودعا ا از ياد نبريد که بهترين درمانها براي تسکين دردهاست و هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد.وهر گز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نکند که اگر چنين کردند روز مسلمانان و روز چشن ابرقدرت هاست و حضورتان را در جبهه هاي حق برعليه باطل ثابت نگه داريد . خواهرانم و برادرانم به اطاعت از امام بپردازيد زندگي کنوني و اين جهاني همه ما مکاني زود گذر بيش نيست . همگي تان را به اطلاعات از فرما ندهي کل قوا و ولايت فقيه سفارش مي کنم. اميدوارم که هر کدام از شماها بخصوص تو مادر عزيز هر چه از من وناراحتي و اشتباهي مشاهده کرده اي مرا ببخش . وصيتنامه شماره 2 با سپاس فراوان به درگاه خداوند متعال و پاسدار خون شهيدان و درود و سلام به محضر يگانه منجي بشريت امام زمان (عج ) و در هم کوبيده ستمگران و ياور مستضعفان و درود (و ) سلام بر شهيدان اسلام که از جان و مال خود در راه انقلاب ودر احياي اسلام عزيز فدا کردند و سلام بر معلولين ومجروحين و جانبازان که در راه اهداف حقه خود از جوارح ا عضاي وجود گذشتند وسلام برامت شهيد رور و قهرمان ايران . ان الله اشتري من المومنين اموالهم و انفسهم بان لهم الجنه به راستي خداوند از مومنين مال و جانشان را مي خرد و در برابرش بهشت جاويدان مي پردازد مادر وپدرم آن برادر مسلماني که به جهاد بر مي خيزد براي مکتب و احياي دين خدا و آن برادر رزمنده اي که در راه خدا مشکلات و سختي ها را مي چشد آن برادر مي داند که اين امور و اعمال هم در اين دنيا و هم د رآخرت الويت دارد . مي داند که رنج و مشقت کشيدن في سبيل الله براي انسان ها سرنوشت ساز است و رهايي از دنياي پست و مادي به سوي عالم معنوي و مي داند که رهايي از ظلمت به سوي نور مي داند که خوشبخت شدن فقط در همين مساله جهاد في سبيل الله و جهاد براي اسلام و پيروزي و يا شهادت است و آن برادر مسلماني که به جبهه مي رود اولين آرزويش پيروزي اسلام و مستضعفين بر کفر جهاني و مستکبران و آرزويش زيارت است و آرزوي ديگرش شهادت در راه خداست . يک برادر رزمنده هيچوقت از شهادت نيم ترسد و هميشه عاشقانه ودلاورانه مي جنگد مادرم مي داني جرا از شهادت نمي ترسند برادران رزمند مي دانند که گرچه دنيا زيباست و دوست داشتني است ولي در مقابل فکر مي کنند. که غير از اين دنيا، دنيا وعالمي پس بهتر براي جهاد گران است و مي دانند که تنها شرطش شهادت و جان فدا کردن براي خداست و براي اين است که برادران مسلمان به جهاد برخيزند و از شهادت هم ترس و واهمه اي ندارندو براي رسيدن به اهدافشان چه پيروزي و چه شهادت از جان و مال خود مي گذرند. و رزمندگان به اين دليل از شهادت ترس نداند و به اين دليل عاشق شهادت هستند که مي داند شهادت هجرتي است از ان دنياي پست به عالم نوين و شهادت پلي است براي گذشتن و رفتن به عالم نوين و باري همين مساله خود را آماده حرکت مي کنند و يکي از راه هاي آماده کردن خود براي هجرت از اين دنيا به دنياي جاوداني کار کردن براي خدا و جهاد در راه خدا و آمدن به جبهه است . مادر و پدرعزيزم من ازشهادت ترسي ندارم بلکه عاشق مرگ در راه خدا هستم به اين دليل د رقرآن مجيد آيه اي شريقه درباره مرگ درباره خداست که مي فرمايد: و لاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون يعني مپنداريد کساني که دراه خدا کشته مي شوند مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدايشان روزي مي خورند رزمندگان ه اين دليل و با توجه به اين آيه شريفه تارک عالم پست مادي هستند و عاشق عالم بقا مادر و پدر نکند که براي اين جسد بي ارزشم بياييد ناله و شيون و اشک بريزيد من از شما تقاضا دارم که در مرگ من عزاداري نکنيد لباس سياه نپوشيد اگر شما براي جسد بي ارزشم اشک بريزيد روحم را مي آزاريد از شما مي خواهم که در مرگ من خوشحال باشيد و شيريني بخش کنيد و مردم را روحيه دهيد مثل آن مادري باشيد که در صحنه عاشورا وقتي دشمنان اسلام آمدند با امام حسين (ع) بجنگند يک مادري از اصحاب امام حسين فرزند ده ساله اش را لباس رزم پوشيد و به فرزندش شمشيري داد و با اجازه امام عليه السلام فرزندش با قلبي پاک و قلبي سرشار از ايمان به دشمنان تاخت ودر طي کشتن چند کفار سر آن بچه ده ساله قطع شد.. مادر وقتي که ديد فرزندش بر زمين افتاده است خودش شمشير بر دست گرفت و خواست که وارد ميدان جنگ شود که سيد الشهداء فرمودند : ما در برگرد بر زن جهاد امر نشده است . ببين چه مادر اني در صدر اسلام بوده اند که خودشان فرزندان کوچکشان را به جنک مي فرستادند و خودشان هم چنگ مي رفتند ببينيد که اينها چقدر عاشق خدا بودند. و چقدر راه معنويت را در پيش مي گرفتند خلاصه دشمن سر آن بچه را جلو مادرش پرت کرد ببين اين مادر براي اينکه دشمن را تضعيق کند و ذليل کند چکار کرد سر فرزندش را برداشت و به سوي دشمن پرت کرد ببين چه شير زناني بوده اند و خلاصه اين مادر فرمودند که سري را که در راه خدا عاريه داده ام پس نمي گيرم . مادرم بياييد شما هم همينطور باشيد مادرم در صورتي که من در ميان شما نبودم غم و غصه نخوريد از شما مي خواهم که اگر برادرانم خواستند به جبهه بيايند از آمدن آنها به دانشگاه امام زمان ( عج ) جلوگيري نکنيد . ما در اين دنيا بايد توجهمان به خدا باشد و اعمالمان براي رضايخداوند باشد و اعمالمان چه خوب است براي خدا باشد از شما مي خواهم که بيشتر به اعمال معنوي بشتابيد و کمتر به ماديات توجه داشته باشيد چون اين عالم براي ما وبراي سرنوشت سازگار نيست . از شما مي خواهم که امام خميني را دعا کنيد اين قلب تپنده امت حزب الله را …… خدايا خدايا تا انقلاب مهدي (عج ) خميني را نگهدار شهدا شمع محفل بشريند خوش دمي کز بهر يار مهربان ميرد کس چوي بيايد مرد باري اينچنين مبرد کسي مورخه 2/5/62[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا